دوره و شماره: دوره 2، شماره 4، زمستان 1404 
تعداد مقالات: 6

فراتر از سایه سبز: ارزیابی تحلیلی پژوهش‌های آسایش حرارتی فضای باز در محیط‌های شهری خشک گرمسیر و سردسیر

صفحه 1-26

https://doi.org/10.22130/gur.2025.2069418.1027

پریناز بادامچی زاده، ایرج تیموری، پریا سعادت جو

چکیده رشد سریع جمعیت شهری فشار فزاینده‌ای بر محیط مصنوع وارد کرده که منجر به کاهش فضاهای باز و افت کیفیت محیطی شده است. این چالش‌ها نیاز به مطالعات آسایش حرارتی فضای باز را برای مقابله بهتر با پیامدهای شهرنشینی و تغییر اقلیم تشدید کرده است. این مطالعه با هدف مرور انتقادی ادبیات پژوهشی جدید (چهار سال اخیر) در زمینه آسایش حرارتی فضای باز در محیط‌های شهری انجام شده است. در این راستا، هم رویکردهای خرد-مقیاس (کیفی) و هم کلان-مقیاس (کمی) مورد بررسی قرار گرفته، شکاف‌های پژوهشی کلیدی شناسایی شده و جهت‌گیری‌های آینده پژوهشی با تأکید بر استانداردسازی شاخص‌های حرارتی و ادغام ابعاد روانشناختی آسایش پیشنهاد شده است. یک مرور نظام‌مند با استفاده از پایگاه‌های داده علمی اصلی انجام شد. پس از اعمال معیارهای ورود و خروج از طریق غربالگری عنوان، چکیده و متن کامل، ۵۰ مقاله مرتبط و داوری‌شده انتخاب و بر اساس حوزه تمرکز، روش‌شناسی، شاخص‌های مورد استفاده و توزیع جغرافیایی تحلیل شدند. این مرور نشان داد که در مورد شاخص‌های آسایش حرارتی در مناطق اقلیمی مختلف اجماع وجود ندارد و ادغام عوامل روانشناختی و انطباقی محدود است. افزون بر این، تلاش‌های پژوهشی به‌صورت ناهمگون توزیع شده‌اند؛ به‌طوری که برخی مناطق توجه نامتناسب دریافت کرده‌اند و برخی دیگر کمتر مطالعه شده‌اند. نیاز مبرمی برای استانداردسازی معیارهای آسایش حرارتی و تعریف محدوده‌های ارزش خنثی مختص هر اقلیم وجود دارد. پژوهش‌های آینده باید رویکردهای بین‌رشته‌ای را در پیش گیرند و بینش‌های محیطی و روانشناختی را برای بهبود درک و طراحی فضاهای شهری با آسایش حرارتی مناسب ترکیب کنند. این مرور می‌تواند به عنوان مرجعی برای پژوهشگران، طراحان و برنامه‌ریزان در جهت ارتقای آسایش حرارتی در محیط‌های شهری به‌طور فزاینده متراکم مورد استفاده قرار گیرد. مرور حاضر تأکید می‌کند که راهبردهای استاندارد خنک‌سازی بدون انطباق بافتی با اقلیم محلی، ریخت‌شناسی شهری و مصالح، کارایی محدودی نشان می‌دهند و راه‌حل‌های خاص هر منطقه را ضروری می‌سازند.

بررسی روند خزش شهری بر پایداری نواحی پیرامونی، مطالعه موردی: شهر کرمانشاه ایران

صفحه 27-40

https://doi.org/10.22130/gur.2025.2069556.1031

آئیژ عزمی، هاوبش غفور سعید

چکیده خزش شهری در کلانشهرها پدیده‌ای است که نواحی پیرامونی خود را تحت تاثیر قرار می‌دهد. لذا بررسی اثرات این رخداد بر نواحی پیرامونی از اهمیت زیادی برخوردار است. در پژوهش حاضر تاثیرات خزش شهری کرمانشاه بر سه روستای ده پهن، نوکان و چشمه سفید مورد بررسی قرار گرفته است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی بوده است. حجم نمونه 60 نفر و پایایی پژوهش از طریق آلفای کرونباخ و روایی پژوهش نیز از طریق پنلی از متخصصان جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری و شهرسازی مورد تایید قرار گرفته است. 
نتایج پژوهش حاکی از آن است که در بعد زیست‌محیطی اثرات خزش شهری کالاً منفی بوده است؛ اما در ابعاد اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی و کالبدی تاثیرات مثبت و منفی هر دو وجود داشته است. همچنین نتایج نشان می‌دهند که هر چهار بعد اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، کالبدی و زیست‌محیطی خزش شهری در سطح 05/0 رابطه معنی‌داری با هم داشته‌اند که نشان‌دهنده اثرگذاری ابعاد مذکور بر یکدیگر و به طور کلی بر خزش شهری می‌باشد. خزش شهری در بعد کالبدی منجر به بازسازی مساکن قدیمی می‌شود، اما در مقابل منجر به تغییر کاربری اراضی کشاورزی هم می‌گردد. لازم به ذکر می‌باشد که پدیده خزش شهری در بعد کشاورزی موجب توسعه صنایع کوچک می‌شود، اما در مقابل این پدیده منجر به کاهش میزان محصولات محلی شده است. همچنین نتایج نشان می‌دهد که در بعد اجتماعی-فرهنگی میزان بروز درگیری و مهاجرت افزایش چشمگیری یافته و در مقابل نیز سطح آموزش ارتقا پیدا کرده است. خزش شهری در بعد زیست‌محیطی منجر به افزایش میزان آلودگی‌ها شده است.

ارزیابی وضعیت مؤلفه‌های مطلوبیت فضای شهری در سراب

صفحه 41-56

https://doi.org/10.22130/gur.2026.2080742.1034

اسماعیل چلنگری، امید مبارکی، زهرا افضلی گروه

چکیده با بروز بحران‌های متعدد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، کالبدی و زیست ‌محیطی در شهرهای دنیا در نیمه دوم قرن بیستم که ناشی از رشد شتابان شهرنشینی و عدم ارائه طرح و برنامه مناسب بود، مطلوبیت فضای شهری به ویژه در کشورهای در حال توسعه تنزل یافته است. بر همین اساس در طول سال­های اخیر این موضوع به یکی از موضوعات بسیار اساسی در حوزه مطالعات انسان و همچنین محیط بدل شده است. ارزیابی کیفیت فضای شهری نه تنها بر طبق محیط عینی بلکه همین­طور برپایه درک افراد از محیطی که به آن متعلق هستند صورت می­پذیرد. بر همین اساس هدف پژوهش حاضر ارزیابی مطلوبیت فضای شهری سراب است. نوع تحقیق کاربردی و روش آن توصیفی تحلیلی است. جمع آوری داده­ها به صورت پیمایشی و از طریق پرسشنامه بوده است. شهر سراب جمعیتی حدود 45031 نفر داشته، که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 380 پرسشنامه به صورت تصادفی در بین شهروندان بالای 15 سال توزیع شد. مؤلفه­های تحقیق شامل: زیست­محیطی (13 گویه)، دسترسی و آسایش (14 گویه)، زیبایی و بازنمایی هویت (13 گویه) و امنیت (10 گویه) بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و از آزمون های آماری تی تک نمونه‌ای، واریانس یکطرفه، رگرسیون گام به گام و توکی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می­دهد که؛ وضعیت شهر سراب در تمامی مؤلفه‌های مورد بررسی، زیست محیطی (90/2)، دسترسی و آسایش (49/2)، زیبایی و بازنمایی هویت (62/2) و امنیت (94/2) کمتر از حد متوسط یعنی عدد 3 بوده است. در رابطه با مؤلفه­های تحقیق باید گفت که مؤلفه امنیت با مقدار بتای 179/0 در مطلوبیت فضاهای شهری سراب دارای اهمیت به­ نسبت بیشتری می­باشد و مؤلفه زیبایی و بازنمایی هویت با مقدار بتای 060/0 کمترین اهمیت را دارد. در نهایت فضای شهری سراب از نظر مطلوبیت وضعیت مطلوبی ندارد، بنابراین مدیران و برنامه­ریزان شهری سراب باید با مدیریت صحیح و کارآمد در راستای مطلوبیت بخشیدن به فضای شهری، موجبات رفاه، آسایش و امنیت شهروندان را فراهم آورند.

مقایسه تطبیقی بین گردشگری شهری و پایداری محیطی (نمونه‌های مورد مطالعه: شهرهای شرقاط و تکریت)

صفحه 57-77

https://doi.org/10.22130/gur.2026.2085102.1040

منیژه لاله‌پور، هوشنگ سرور، احمد عبدالعزیز عبدالوهاب

چکیده پژوهش حاضر با هدف مقایسه تطبیقی وضعیت گردشگری شهری و پایداری محیطی در دو شهر شرقاط و تکریت انجام شده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و داده‌ها از طریق پرسش‌نامه طیف لیکرت پنج‌درجه‌ای از 220 نفر از شهروندان (111 نفر از تکریت و 109 نفر از شرقاط) جمع‌آوری شده است. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون تی دو نمونه مستقل و آزمون لوین استفاده گردیده است. شاخص‌های مورد بررسی شامل ابعاد اقتصادی گردشگری (میزان درآمد و تعداد گردشگران ورودی)، ابعاد اجتماعی (رضایت ساکنان)، کیفیت خدمات و زیرساخت‌های گردشگری، و شاخص‌های زیست‌محیطی شامل کیفیت هوا، آب آشامیدنی، مدیریت پسماند، کنترل آلودگی صوتی و حفاظت از منابع طبیعی بوده است. نتایج نشان داد که شهر تکریت در تمامی شاخص‌های مورد بررسی عملکرد بهتری نسبت به شرقاط داشته است. در بعد اقتصادی، میانگین درآمد از گردشگری در تکریت 92/3 در مقابل 75/2 در شرقاط و تعداد گردشگران ورودی 64/3 در مقابل 77/2 بوده است. رضایت ساکنان از توسعه گردشگری در تکریت 52/3 نسبت به 73/2 در شرقاط، کیفیت خدمات گردشگری 66/3 در مقابل 61/2 و زیرساخت‌های گردشگری 62/3 در مقابل 67/2 بوده است. در شاخص‌های زیست‌محیطی نیز تکریت برتری قابل‌توجهی نشان داده است: کیفیت هوا 70/3 در مقابل 68/2، وضعیت آب آشامیدنی 58/3 در مقابل 68/2، مدیریت پسماند 62/3 در مقابل 60/2، کنترل آلودگی صوتی 60/3 در مقابل 72/2 و حفاظت از منابع طبیعی 62/3 در مقابل 66/2. تمامی این تفاوت‌ها در سطح معناداری 000/0 تأیید شده‌اند. یافته‌ها نشان‌دهنده آن است که تکریت الگوی موفقی از توسعه گردشگری پایدار را تحقق بخشیده که در آن تعادل مطلوبی میان رشد اقتصادی و حفاظت محیطی برقرار شده است. این شهر از پتانسیل بالاتری برای توسعه گردشگری پایدار برخوردار بوده و شرایط مناسب‌تری برای جذب گردشگر و حفظ محیط زیست فراهم آورده است. در مقابل، شرقاط نیاز به بازنگری در سیاست‌ها و برنامه‌ریزی یکپارچه جهت بهبود وضعیت موجود دارد.

حکمرانی اخلاق‌محور در توسعه شهری پایدار؛ تحلیل نقش ارزش‌های انسانی در مدیریت شهری و برنامه‌ریزی منطقه‌ای

صفحه 78-85

https://doi.org/10.22130/gur.2026.2084981.1039

فردین احمدی، رسول معروفی آذر

چکیده توسعه شهری پایدار در دهه‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین و محوری‌ترین دغدغه‌های نظام‌های برنامه‌ریزی، سیاست‌گذاری و مدیریت شهری در سطوح مختلف تبدیل شده است. در این میان، شهرها به عنوان کانون‌های اصلی تمرکز جمعیت، نقشی تعیین‌کننده در تحقق اهداف توسعه پایدار ایفا می‌کنند. با این حال، بررسی و تحلیل تجربه‌های جهانی و الگوهای اجرایی نشان می‌دهد که غفلت از بنیان‌های اخلاقی و ارزش‌های انسانی در فرایند حکمرانی شهری، به طور قابل توجهی موجب ناکارآمدی سیاست‌ها، تعمیق نابرابری‌های فضایی و اجتماعی، تضعیف عدالت شهری و در نهایت کاهش سرمایه اجتماعی شده است. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی تحلیلیتبیینی، به بررسی نقش و اهمیت حکمرانی اخلاق‌محور در تحقق توسعه شهری پایدار می‌پردازد و تلاش می‌کند جایگاه و کارکرد ارزش‌های انسانی همچون عدالت، مسئولیت‌پذیری، شفافیت، کرامت انسانی و مشارکت فعال شهروندان را در فرایند مدیریت شهری و نظام برنامه‌ریزی منطقه‌ای مورد تبیین قرار دهد. در این راستا، توجه ویژه‌ای به پیوند میان اخلاق، حکمرانی و تصمیم‌گیری‌های شهری به عنوان یکی از پیش‌شرط‌های اساسی دستیابی به پایداری همه‌جانبه شهرها معطوف شده استروش تحقیق توصیفیتحلیلی بوده و داده‌ها و اطلاعات مورد نیاز از طریق مطالعه اسنادی، تحلیل متون نظری مرتبط و بررسی پژوهش‌ها و مطالعات معتبر داخلی و خارجی گردآوری و مورد تحلیل قرار گرفته‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که حکمرانی اخلاق‌محور، به عنوان یک چارچوب هنجاری و در عین حال کارکردی، می‌تواند از طریق ارتقاء اعتماد عمومی، تقویت پاسخگویی و شفافیت نهادهای شهری و هم‌راستاسازی تصمیمات مدیریتی با منافع جمعی و مصالح عمومی، زمینه تحقق پایداری اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی شهرها را فراهم سازد. افزون بر این، ادغام و نهادینه‌سازی مؤلفه‌های اخلاقی در نظام برنامه‌ریزی منطقه‌ای نه تنها به بهبود کیفیت زندگی شهری و افزایش رضایت شهروندان منجر می‌شود، بلکه ظرفیت تاب‌آوری شهرها را در مواجهه با چالش‌ها و مسائل پیچیده معاصر نیز به طور معناداری افزایش می‌دهد.

تاثیر عناصر و المان‌های فرهنگی در ساماندهی ورودی شهر (نمونه موردی: ورودی خوی-قطور)

صفحه 86-98

https://doi.org/10.22130/gur.2025.2050529.1006

مهدی ورمزیار، علی مصیب زاده

چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل تأثیر عناصر فرهنگی-هویتی بر ساماندهی ورودی خوی-قطور و ارائه راهکارهای بهبود آن انجام شد. این مطالعه کاربردی با رویکرد توصیفی-تحلیلی، داده‌های گردآوری‌شده از طریق پیمایش (۳۸۰ پرسشنامه معتبر از مردم و کارشناسان) را با استفاده از آزمون تی تک‌نمونه‌ای و تکنیک دیمتل تحلیل کرده است. نتایج آزمون تی تک‌نمونه‌ای نشان داد که تمامی شاخص‌های ساماندهی، به‌ویژه «نمادین بودن»، از دیدگاه هر دو گروه اهمیت بالایی دارند. در میان نمادهای فرهنگی، «شمس»، «آفتاب‌گردان» و «آیت‌الله خویی» به عنوان برجسته‌ترین و مورد پذیرش‌ترین عناصر هویتی شناسایی شدند، در حالی که نمادهایی مانند «زنبورعسل» و «مساجد مهم» از اقبال کمتری برخوردار بودند. تحلیل دیمتل آشکار ساخت که «نمادین بودن»، «نقش‌انگیزی» و «حضور عناصر طبیعی» متغیرهای علّی و محرک اصلی سیستم هستند که بر شاخص‌های معلول مانند «زیبایی‌شناسی»، «ارتقای کیفیت منظر» و «نظم فضایی» تأثیر مستقیم می‌گذارند. در سطح نمادها نیز، «شمس» و «آیت‌الله خویی» ماهیت علّی و محوری دارند. این یافته‌ها مؤید آن است که تقویت مؤلفه‌های نمادین، پیش‌نیاز اصلی ارتقای کیفیت بصری و عملکردی ورودی شهر است و ساماندهی کالبدی صرف، بدون توجه به لایه‌های معنایی و فرهنگی مورد پذیرش جامعه، به ایجاد فضایی پایدار و هویت‌بخش منجر نخواهد شد.