پاییز ۱۴۰۵ (در حال انتشار)
تابستان ۱۴۰۵
بهار ۱۴۰۵

تعداد دوره‌ها 3
تعداد شماره‌ها 7
تعداد مقالات 46
تعداد نویسندگان 102
تعداد مشاهده مقاله 39,256
تعداد دریافت فایل مقاله 15,477
نسبت مشاهده بر مقاله 853.39
نسبت دریافت فایل بر مقاله 336.46
-
تعداد مقالات ارسال شده 69
تعداد مقالات رد شده 8
درصد عدم پذیرش 12
تعداد مقالات پذیرفته شده 46
درصد پذیرش 67
زمان پذیرش (روز) 79
تعداد پایگاه های نمایه شده 14
تعداد داوران 35

نشریه «جغرافیا و پژوهشهای شهری» یک فصلنامه علمی دسترسی آزاد به زبان فارسی (به همراه چکیده و منابع انگلیسی) می‌باشد که به حوزه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری-منطقه‌ای اختصاص دارد. این نشریه متعهد به انتشار اخلاق‌مدارانه بوده و از اصول کمیته اخلاق در انتشار (COPE) پیروی می‌کند. همچنین تحت مجوز Creative Commons Attribution 4.0 International فعالیت کرده و دسترسی آزاد و اخلاقی به محتوای خود را تضمین می‌کند. این نشریه توسط دانشگاه مراغه و با حمایت علمی انجمن جغرافیا و برنامهریزی شهری ایران منتشر می‌گردد. نشریه جغرافیا و پژوهش‌های شهری با در نظر گرفتن اخلاق پژوهش و قوانین و مقررات دانشگاهی به چاپ مقالات پژوهشی اصیل و مقالات مروری اختصاص دارد. این نشریه افزون بر مقالات پژوهشی، تفاسیر کوتاه‌تر، بررسی‌های موضوعی، بحث‌های نظری و نقد کتاب را نیز منتشر می‌نماید. در همین راستا از مشارکت متخصصان رشته‌های مختلف در محدوده موضوعی نشریه تقدیر و تشکر می‌شود. 

عنوان نشریه: جغرافیا و پژوهش‌های شهری

صاحب امتیاز: دانشگاه مراغه

ناشر: دانشگاه مراغه

انجمن علمی حامی: انجمن جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری ایران

عنوان انگلیسی نشریه: Geography and Urban Research

گروه علمی (موضوعی): علوم انسانی

زیرگروه: جغرافیا

حوزههای موضوعی نشریه: جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، برنامه‌ریزی روستایی، جغرافیای طبیعی، مدیریت و حکمرانی شهری، گردشگری، برنامه‌ریزی منطقه‌ای و ناحیه‌ای، سنجش از دور و آمایش سرزمین

سردبیر: دکتر شهریور روستایی

مدیر مسئول: دکتر هوشنگ سرور

مدیر اجرائی: دکتر منیژه لاله‌پور

مدیر داخلی: دکتر حدیث بردبار

نوع داوری: دوسو ناشناس، گمنام و محرمانه (ثبت داوران محترم در وبگاه نشریه ضروری می‌باشد)

میانگین بازه زمانی بررسی اولیه مقالات دریافتی: حدود 10 روز

میانگین بازه زمانی فرایند داوری پذیرش مقالات: 3 تا 4 ماه، حداقل دو داور

فاصله انتشار: فصلنامه

زبان نشریه: فارسی (چکیده و منابع به زبان انگلیسی)

نوع نشریه: علمی

نوع مقالات: پژوهشی و مروری

نوع انتشار: الکترونیکی

نوع دسترسی: رایگان (تمام متن)

شیوه استناددهی: شیوه نامه APA

رایانامه دانشگاهی نشریه: gurj@maragheh.ac.ir

جیمیل پشتیبان نشریه: gurjournal@gmail.com

آدرس وبگاه نشریه: https://gur.maragheh.ac.ir

هزینه داوری مقاله: ندارد.

هزینه پذیرش نهایی و انتشار: ندارد.

حقمولف (کپی رایت) مقالات: نشریه «جغرافیا و پژوهش‌های شهری» تابع قوانین بین‌المللی حق نشر همگانی کرییتیو کامنز (CC BY-NC) است. حق‌مولف مقالات از آن نویسندگان است و نویسندگان مالک و صاحب حق‌مولف اثر خود هستند.

نوع دسترسی: دسترسی آزاد به مقالات نشریه «جغرافیا و پژوهش‌های شهری» بر اساس  مجوز کرییتیو کامنز (CC BY-NC)

کمیته بین‌المللی اخلاق نشر (کوپ): نشریه «جغرافیا و پژوهش‌های شهری» با احترام به قوانین اخلاق نشر، تابع راهنماها، اصول و قوانین کمیتۀ اخلاق در انتشار (COPE) است و از آیین‌نامۀ اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی می‌کند.

نکات قابل توجه نویسندگان: نشریه بعد از داوری و برای چاپ مقاله، هزینه دریافت نخواهد کرد و بازنشر اطلاعات در این پایگاه با ذکر منبع آزاد می‌باشد. با توجه به درخواست کمیسیون نشریات علمی کشور، ثبت و نمایش شناسه رایگان ORCID  و استفاده از رایانامه دانشگاهی یا سازمانی برای نویسندگان مقالات الزامی است. بنابراین، از نویسندگان محترم درخواست می‌شود قبل از ارسال مقاله به نشریه نسبت به اخذ کد شناسه پژوهشگر ORCID  و رایانامه دانشگاهی/سازمانی اقدام فرمایند.

نویسنده مسئول مکاتبات: نویسنده مسئول مقاله بایستی حتماً عضو هیئت علمی یک دانشگاه، مرکز یا پژوهشگاه باشد و مقاله حتماً توسط وی به نشریه ارسال شود، و یا نامه تأییدیه مکتوب وی و فرم‌های ذیل همراه مقاله ارسال گردد.

فایل‌ها و فرم‌های لازم: پنج فایل ضروری که باید از طریق سامانۀ دریافت مقاله‌ها ارسال شوند: 1. فایل اصلی مقاله (بدون نام نویسندگان و با رعایت راهنمای نویسندگان)، 2. فایل مشخصات نویسندگان؛ ۳. فرم تعهدنامه (باید شامل عنوان مقاله و نام و نام خانوادگی تمام نویسندگان باشد و به امضای همه نویسندگان رسیده باشد)؛ 4. فرم تضاد منافع (باید توسط نویسنده مسئول امضاء و به همراه فایل مقاله بارگذاری شود)؛ و 5. فایل مشابهت یاب مقاله

مشابهت‌یابی مقالات: نویسندگان محترم می‌توانند برای مشابهت‌یابی از سامانه سمیم‌نور (کلیک کنید) برای ارسال گزارش مشابهت‌یابی به فصلنامه استفاده کنند. نویسندگان محترم دقت فرمایند که حتما باید گزارش PDF مشابهت‌یابی را مستقیما از طریق مشابهت‌یاب دریافت و به فصلنامه ارسال نمایند.

قالب مقالات نشریه: نسخه نهایی مقاله بعد از طی کردن مراحل داوری و پذیرش مقاله بایستی  در قالب نشریه ارسال شود. در غیر این صورت ترتیب اثر داده نخواهد شد.

بررسی الگوی شهرهای خواهر خوانده محصول محور در توسعه پایدار شهری؛ مطالعه موردی رفسنجان و غازی آنتپ

https://doi.org/10.22130/gur.2026.2095741.1054

اسماعیل بنی آدم، مالک ذوالقدر

چکیده این پژوهش با مقایسه رفسنجان و غازی‌آنتپ (تولیدکنندگان پسته)، الگوی «شهر خواهرخوانده محصول‌محور» را با تکیه بر دیپلماسی شهری و گردشگری کشاورزی برای توسعه پایدار شهرهای متوسط ارائه می‌دهد. روش تحقیق کیفی از نوع فراترکیب با تحلیل نظام‌مند ۴۰ منبع علمی معتبر و کدگذاری مفهومی انجام شد. رفسنجان باوجود مزیت‌های کشاورزی و فرهنگی، با چالش‌هایی مانند تحریم‌ها و محدودیت‌های مالی، بحران‌های زیست‌محیطی (کم‌آبی و فرونشست)، ضعف نهادی در برندسازی مواجه است. در مقابل، غازی‌آنتپ با عضویت در شبکه شهرهای خلاق یونسکو، جشنواره‌های بین‌المللی و زیرساخت‌های گردشگری غذایی، هویت جهانی خود را تقویت کرده است. بر اساس شباهت‌های دو شهر در اقتصاد پسته‌محور، فرهنگ غذایی و سنت‌های کشاورزی، ابتکار «شهرهای خواهرخوانده پسته» پیشنهاد می‌شود. مدل مفهومی مستخرج، موفقیت دیپلماسی شهری را تابع هم‌افزایی سه مؤلفه «نهادی–دیپلماتیک»، «برندسازی و زیرساخت گردشگری» و «اقتصاد تجربه‌محور» می‌داند که از طریق متغیر میانجی «شبکه‌ای فراملی خواهرخواندگی» تقویت می‌شود. یافته‌ها نشان می‌دهد که غازی‌آنتپ در هر سه مؤلفه مدل، به‌ویژه در مؤلفه نهادی–دیپلماتیک و برندسازی امتیاز بالایی دارد؛ در مقابل، رفسنجان باوجود مزیت تولیدی، در هر سه مؤلفه با کمبود مواجه است و فقدان راهبردهای ساختاریافته، ضعف نهادی و بحران‌های زیست‌محیطی از مهم‌ترین موانع توسعه شهری هستند. بر اساس مدل ابتکاری «شهرهای خواهرخوانده پسته» به‌عنوان چارچوب همکاری پیشنهاد می‌شود و تحقق آن مستلزم طراحی مسیرهای جایگزین (همکاری‌های علمی فرهنگی غیررسمی، دیپلماسی عمومی مجازی، مشارکت بخش خصوصی، و حمایت چندسطحی نهادهای ملی و استانی) و مدیریت تدریجی موانع (با تأکید بر ظرفیت برد محیطی و پایداری منابع آب) می‌باشد. مدل ارائه‌شده، ضمن کاربرد عملیاتی برای رفسنجان، به‌عنوان یک روش‌شناسی عمومی برای سایر شهرهای متوسط دارای محصولات شاخص کشاورزی قابل‌تعمیم است و می‌تواند نقشه‌راهی برای تحول از «تولیدکننده صرف» به «نماد بین‌المللی» ارائه دهد.

فرایند بومی‌سازی برنامه‌ریزی راهبردی توسعه شهری با تأکید بر شاخص‌های ظرفیت نهادی و اجتماعی(نمونه موردی: شهر کرج)

https://doi.org/10.22130/gur.2026.2090783.1049

سید علی اکبر میروکیلی، واراز مرادی مسیحی

چکیده یکی از روش‌ها و رویکردهایی که برای برنامه‌ریزی توسعه شهرها مطرح شده است، برنامه‌ریزی راهبردی توسعه شهری است که در فرایند آن توجه به ظرفیت‌های اجتماعی و نهادی از یک‌سو و بومی‌سازی به عنوان فرآیندی که به اقتضاء نیازهای عاجل و شرایط جاری، مسائل، موضوعات و راهکارهایی را از دانش فرهنگ و تمدن‌های مختلف است؛ از سوی دیگر حائز اهمیت می‌باشد.در همین راستا، هدف اصلی این مقاله فرایند بومی‌سازی برنامه‌ریزی راهبردی توسعه شهری با تأکید بر شاخص‌های ظرفیت نهادی و اجتماعی در شهر کرج در نظر گرفته شده است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و بر اساس روش توصیفی/ تبیینی- تحلیلی می‌باشد. جامعه آماری کارشناسان و مدیران شهر شهر کرج می‌باشند . تحلیل‌ها بر اساس آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از تحلیل مسیر با نرم‌افزار SPSS انجام شده است. بر اساس نتایج پژوهش در ظرفیت نهادی میزان اثرگذاری شاخص‌های قوانین و مقررات در جهت تبیین راهبرد توسعه شهر، خوانا بودن و شفاف بودن قوانین و مقررات را در جهت تبیین راهبرد توسعه شهر و در ظرفیت اجتماعی یافتن و ایجاد نقاط اشتراک به لحاظ اجتماعی و فرهنگی و توسعه مشارکت در حل مشکلات و اعتماد به مجریان طرح های توسعه و نوسازی دارای بیشترین اثرگذاری بر فرایند دارد. هم‌چنین، بر اساس تحلیل مسیر انجام شده قوانین و مقررات در جهت تبیین راهبرد توسعه شهر با ضریب 76/0 بیشترین تأثیر، و پس از آن یافتن و ایجاد نقاط اشتراک به لحاظ اجتماعی و فرهنگی، خوانا بودن و شفاف بودن قوانین در جهت تبیین راهبرد توسعه شهر و توسعه مشارکت در حل مشکلات به ترتیب با ضرایب 63/0، 53/0 و 37/0 در رتبه دوم، سوم و چهارم قرار دارند.

نقش دیوان عدالت اداری در صیانت از حقوق شهروندی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22130/gur.2026.2082825.1035

علی جلوه گر، سپیده بوذری، پرویز دهقانی

چکیده دیوان عدالت اداری یکی از ره آوردهای انقلاب اسلامی است که در اصول ۱۷۰ و ۱۷۳ قانون اساسی به رسمیت شناخته شده است. در این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی درصدد آن هستیم که به نقش دیوان عدالت اداری در تحقق حقوق شهروندی بپردازیم. از نتایج این پژوهش آن است که دیوان عدالت اداری در تحقق همه مصادیق حقوق شهروندی نمی‌تواند نقش داشته باشد. در مورد آن دسته از حقوق شهروندی که دیوان عدالت می‌تواند نقش داشته باشد با بررسی آراء صادره از سوی دیوان عدالت اداری به این نتیجه رسیدیم که تصمیمات صادره از سوی دیوان عدالت اداری توانایی آن را دارند که در پاسداری از حقوق شهروندی نقش موثری ایفا کنند. با این حال، علی رغم نقاط قوت و جنبه های مثبت این نهاد، کاستی ها و نارسایی هایی نیز مشاهده می شود که تحقق کامل حقوق شهروندی را با موانعی مواجه می سازد. از جمله این موانع می توان به محدودیت های مربوط به طرح دعوا، انباشت پرونده ها، ضعف های موجود در فرآیند رسیدگی، نبود سازوکار روشن در تصمیم گیری و همچنین قوانین محدود کننده اختیارات دیوان اشاره نمود. در تعریف حقوق شهروندی چنین بیان شده است: «حقوق شهروندی عبارت است از مجموعه حقوق و حمایت‌هایی که از طریق آن، آسایش، رفاه و بهزیستی به حداکثر می‌رسد. البته قابل ذکر است که به صورت صریح به مصادیق حقوق شهروندی در قوانین اشاره نشده است و همچون حقوق شهروندی منشوری که به صورت منسجم و متمرکز به مصادیق آن به طور صریح اشاره کند، تدوین نیافته است.

واکاوی تاب‌آوری خانوارهای ساکن در روستاهای مرزی شهرستان هیرمند

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 مهر 1404

https://doi.org/10.22130/gur.2025.2069426.1028

محمد پیرانی، فاطمه شیخ

چکیده در سال‌های اخیر، تغییرات اقلیمی و بحران‌های زیست‌محیطی به یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها برای جوامع روستایی تبدیل شده است. روستاهای مرزی شهرستان هیرمند، با ویژگی‌های خاص جغرافیایی و اجتماعی، با مشکلاتی نظیر کمبود منابع آب، فقر و ناپایداری اقتصادی مواجه‌اند. تاب‌آوری، توانایی و مهارت‌های جوامع انسانی در مقابله با بلایا را مورد تأکید قرار می‌دهد. امروزه دولت‌ها تلاش می‌کنند به‌جای تمرکز صرف بر مدیریت سازه‌ای، از ترکیبی از روش‌های سازه‌ای و غیرسازه‌ای بهره بگیرند تا سکونتگاه‌ها، به‌ویژه جوامع روستایی، تاب‌آور شوند. هدف از این رویکرد، کاهش آسیب‌پذیری شهرها و روستاها و تقویت توانایی‌های شهروندان و روستاییان برای مقابله با خطرات ناشی از سوانح طبیعی است. این مسائل نه تنها بر کیفیت زندگی ساکنان تأثیر می‌گذارند، بلکه تاب‌آوری این جوامع در برابر بحران‌های آینده را نیز تهدید می‌کنند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی تاب‌آوری خانوارهای ساکن در روستاهای مرزی شهرستان هیرمند انجام شده است. این تحقیق بر پایه روش‌های ترکیبی توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای، اسنادی و پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، سرپرستان خانوارهای ساکن در ۲۳ روستای نمونه شهرستان هیرمند را تشکیل داد که بر اساس فرمول کوکران، ۳۵۷ نفر به‌عنوان حجم نمونه به روش تصادفی انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با کمک نرم‌افزارهای SPSS، ArcGIS و Expert Choice و با استفاده از مدل MULTIMOORA و آزمون‌های یو من ویتنی و فریدمن انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که تفاوت معناداری در سطح تاب‌آوری بین روستاهای مورد مطالعه وجود دارد؛ به‌طوری‌که روستاهای گمشاد، قرقری و پیران بیشترین سطح تاب‌آوری و روستاهای میرجعفرخان، سنجرانی و دهمرده سیادک کمترین سطح تاب‌آوری را دارا هستند. نتایج آزمون یو من ویتنی نیز تأیید می‌کند که این اختلافات از نظر آماری معنادار هستند.

تحلیلی حقوقی بر اجرای تبصره ۳ ماده ۱۰۱ قانون شهرداری ایران با مطالعه تطبیقی در نظام شهرسازی ترکیه

تحلیلی حقوقی بر اجرای تبصره ۳ ماده ۱۰۱ قانون شهرداری ایران با مطالعه تطبیقی در نظام شهرسازی ترکیه

دوره 2، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 48-59

https://doi.org/10.22130/gur.2025.2059930.1023

عطاءاله زرفشان

چکیده تبصره ۳ ماده ۱۰۱ قانون شهرداری که در اصلاحیه سال ۱۳۹۰ به تصویب رسید، یکی از مهم‌ترین سازوکارهای حقوقی در تنظیم روابط میان مالکان اراضی و نهاد مدیریت شهری در فرآیند تفکیک اراضی به شمار می‌رود. بر اساس این تبصره، شهرداری می‌تواند در اراضی بیش از ۵۰۰ مترمربع که دارای سند رسمی شش‌دانگ هستند، به‌منظور تأمین سرانه‌های خدماتی و عمومی شهری، تا سقف ۵۰ درصد (%25 + %25) از زمین را به‌صورت رایگان دریافت کند یا معادل ارزش روز آن را با نظر کارشناس رسمی اخذ نماید. در ظاهر، این حکم تلاشی برای حمایت از منافع عمومی است، اما در عمل چالش‌های متعددی، به‌ویژه در تفسیر و اجرای آن از سوی شهرداری‌ها، مشاهده می‌شود. پژوهش حاضر با هدف تحلیل حقوقی اجرای این تبصره و بررسی پیامدهای عملی آن، به‌ویژه در ارتباط با اراضی زیر ۵۰۰ مترمربع و همچنین رویه شهرداری‌ها در خصوص تفکیک‌های غیررسمی، به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام شده است. در این راستا، با بررسی تطبیقی قوانین شهرسازی ترکیه، به‌ویژه قانون عمران شهری، تلاش شده است تا ابعاد حقوقی، ساختاری و اجرایی اخذ قدرالسهم توسط نهادهای شهری در دو کشور مورد واکاوی قرار گیرد. یافته‌ها نشان می‌دهد که در ایران، شهرداری‌ها با تفسیر موسع از این تبصره، در مواردی خارج از چارچوب قانونی و گاه بدون ایجاد ارزش افزوده واقعی، اقدام به مطالبه سهم از مالکان می‌کنند؛ در حالی که در نظام حقوقی ترکیه، اخذ سهم تابع ضوابطی روشن، دقیق و نظارت‌پذیر است و تفکیک‌های غیرقانونی نه مبنای مطالبه، بلکه موضوع برخورد حقوقی محسوب می‌شود. در پایان، پیشنهادهایی برای بازنگری در دستورالعمل‌های اجرایی و شفاف‌سازی حدود اختیارات شهرداری ارائه شده است.

پژوهش حاضر با هدف تحلیل حقوقی اجرای این تبصره و بررسی پیامدهای عملی آن، به‌ویژه در ارتباط با اراضی زیر ۵۰۰ مترمربع، و همچنین رویه شهرداری‌ها در خصوص تفکیک‌های غیررسمی، به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام شده است. در این راستا، با بررسی تطبیقی قوانین شهرسازی ترکیه، به‌ویژه قانون عمران شهری (İmar Kanunu)، تلاش شده تا ابعاد حقوقی، ساختاری و اجرایی اخذ قدرالسهم توسط نهادهای شهری در دو کشور مورد واکاوی قرار گیرد.

یافته‌ها نشان می‌دهد که در ایران، شهرداری‌ها با تفسیر موسع از این تبصره، در مواردی خارج از چارچوب قانونی و گاه بدون ایجاد ارزش افزوده واقعی، اقدام به مطالبه سهم از مالکان می‌نمایند؛ در حالی که در نظام حقوقی ترکیه، اخذ سهم تابع ضوابطی روشن، دقیق و نظارت‌پذیر است و تفکیک‌های غیرقانونی نه مبنای مطالبه، بلکه موضوع برخورد حقوقی است. در پایان، پیشنهادهایی برای بازنگری در دستورالعمل‌های اجرایی و شفاف‌سازی حدود اختیارات شهرداری ارائه شده است

بازتعریف اصول طراحی محیطی پیشگیری از جرم در عصر هوشمندسازی؛ الزامات و راهبردهای حکمرانی شهری

بازتعریف اصول طراحی محیطی پیشگیری از جرم در عصر هوشمندسازی؛ الزامات و راهبردهای حکمرانی شهری

دوره 3، شماره 1، بهار 1405، صفحه 68-84

https://doi.org/10.22130/gur.2026.2084750.1038

رضا قادری، احسان سلیمی، سپیده بوذری

چکیده یکی از کارویژه‌های حکمرانی، فراهم نمودن امنیت و آرامش اجتماعی برای تابعان خود می‌باشد. از طرفی، جرم و ترس از آن در شهرهای معاصر، یکی از مهم‌ترین موانع دستیابی به امنیت پایدار اجتماعی و کیفیت زندگی محسوب می‌شود. در دهه‌های اخیر، رویکرد پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی به‌عنوان یک راهبرد پیشگیرانه، بر طراحی کالبدی فضا برای کاهش فرصت‌های وقوع جرم تأکید داشته است. هدف اصلی پژوهش حاضر، تبیین نمودن چارچوب نظری « پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی هوشمند» مبتنی بر تلفیق اصول پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی سنتی با ظرفیت‌های حکمرانی شهری هوشمند است. ضرورت پرداختن به این موضوع از آنجا ناشی می‌شود که اصول سنتی پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی عمدتاً مبتنی بر محیط‌های فیزیکی ایستا بوده و در مواجهه با تحولات سریع و پیچیده شهرهای داده‌محور معاصر، کارایی محدودی یافته‌اند؛ ازاین‌رو بازاندیشی در این اصول در پرتو فناوری‌های نوین امری اجتناب‌ناپذیر است. روش گردآوری داده‌ها در این پژوهش، مطالعه کتابخانه‌ای نظام‌مند شامل مرور مقالات معتبر بین‌المللی و منابع داخلی مرتبط با حوزه‌های پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی، شهر هوشمند و حکمرانی شهری می‌باشد. روش تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، تحلیل محتوای کیفی با رویکرد کدگذاری سه‌مرحله‌ای (باز، محوری و انتخابی) است که طی آن، شاخص‌های کلیدی رویکرد پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی هوشمند از تقابل نظام‌مند میان اصول چهارگانه پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی سنتی (نظارت طبیعی، کنترل دسترسی، قلمروگرایی و نگهداری) و مؤلفه‌های حکمرانی شهری هوشمند (داده‌محوری، پیش‌بینی‌پذیری، یکپارچگی سایبر-فیزیکی و مشارکت‌پذیری) استخراج شده است. یافته‌های پژوهش حاضر نشان داد که حکمرانی شهری هوشمند، با تلفیق فناوری‌های تحلیلی مبتنی بر هوش مصنوعی و شبکه‌های حسگر در بستر فضای سایبر، فصلی نو از پیشگیری از جرم می‌گشاید که نه تنها بر سخت‌افزار شهری، بلکه بر پویایی‌های اجتماعی، کیفیت زندگی و مشارکت اجتماعی شهروندان در محیط‌های دیجیتالی تأکید دارد.

تعیین جهات بهینه توسعه فیزیکی شهر مراغه با استفاده از منطق فازی و متغیرهای طبیعی

تعیین جهات بهینه توسعه فیزیکی شهر مراغه با استفاده از منطق فازی و متغیرهای طبیعی

دوره 2، شماره 1، بهار 1404، صفحه 48-65

https://doi.org/10.22130/gur.2025.2053087.1017

مرضیه اسمعیل پور، صدیقه کریمی

چکیده در حال حاضر 50 درصد جمعیت جهان در شهرها زندگی می­کنند و آمارها نشان از وجود روند افزایشی شهرنشینی در دنیا دارند. اسکان این حجم از جمعیت در مناطق شهری باید طبق برنامه­ریزی­های قبلی صورت گیرد، تا از بروز آسیب به محیط زیست جلوگیری شود. از سوی دیگر، می‌بایست برنامه‌ریزان فرایندهای مربوط به توسعه فیزیکی شهر را برای اتخاذ استراتژی­های توسعه پایدار شهری ادراک نمایند. به منظور بررسی تناسب اراضی برای توسعه فیزیکی شهر مراغه، 9 متغیر مورد بررسی قرار گرفتند. این متغیرها عبارتند از: شیب، ارتفاع، فاصله از شهر، فاصله از راه­های ارتباطی، فاصله از رودخانه، خاک­شناسی، زمین­شناسی، پوشش گیاهی و کاربری اراضی. لایه­های موضوعی متغیرهای مورد بررسی با استفاده از انواع توابع خطی کاهشی یا افزایشی و تعریف کاربر به فازی تبدیل شدند. به این ترتیب، مقادیر همه نقشه­های تهیه شده بین 0 و 1 تعریف و با استفاده از عملگر گامای فازی با یکدیگر ترکیب شدند. در نهایت نقشه نهایی تناسب اراضی جهت توسعه فیزیکی شهر مراغه تهیه گردید. نتایج به دست آمده نشان می­دهد که بالغ بر 23 درصد از محدوده مطالعاتی جهت توسعه فضایی شهر در کلاس با تناسب بسیار پایین قرار می­گیرند. در حالت تطبیقی 18 درصد از محدوده مورد مطالعه در شرق و جنوب غرب شهر مراغه و به صورت پیوسته و متصل به شهر برای گسترش فیزیکی شهر مراغه از شرایط بسیار مطلوبی برخوردار هستند. این پهنه­ها در فاصله­ای دور از رودخانه و بستر دره صوفی­چای قرار دارند و در نتیجه منجر به جلوگیری از بروز مسائل زیست محیطی و اکولوژیکی می‌شوند.

ارزیابی تأثیر فرم شهری بر آسایش حرارتی فضای باز (مطالعه موردی : شهر تبریز)

ارزیابی تأثیر فرم شهری بر آسایش حرارتی فضای باز (مطالعه موردی : شهر تبریز)

دوره 2، شماره 1، بهار 1404، صفحه 34-47

https://doi.org/10.22130/gur.2025.2051761.1011

سپیده پوری، پریا سعادتجو

چکیده در دهه گذشته، توسعه نظریه‌های مرتبط با شهرهای پایدار، شهرهای اکولوژیک، اکوسیستم‌ها، شهرهای هوشمند و شهرهای سبز، توجه طراحان و برنامه‌ریزان شهری را به ضرورت ایجاد هماهنگی میان طراحی شهری و طبیعت معطوف کرده است. متخصصان همواره بر اهمیت پایداری محیط‌زیست، مواجهه با چالش‌های اقلیمی و ادغام اصول اکولوژیکی در برنامه‌ریزی شهری تأکید داشته‌اند. این رویکرد بیانگر تعهدی گسترده به ایجاد محیط‌های شهری تاب‌آور است که نه‌تنها با تغییرات اقلیمی سازگار می‌شوند، بلکه تأثیرات منفی آن را نیز کاهش داده و زمینه‌ساز زندگی پایدار می‌شوند.این پژوهش به بررسی ویژگی‌های ریزاقلیم شهری که بر محله‌های مسکونی تأثیرگذار است، از طریق برنامه‌ریزی و طراحی شهری می‌پردازد. فرم‌های مختلف بلوک‌های شهری، ریزاقلیم‌های گوناگونی ایجاد می‌کنند که سطح آسایش متفاوتی برای شهروندان فراهم می‌آورد. پژوهش حاضر، به مقایسه موضوع آسایش حرارتی فضای باز در فصل زمستان (۲۰ دسامبر) شهر تبریز برای سه فرم رایج بلوک‌های مسکونی (حیاط‌دار، خطی و منفرد) پرداخته است. برای این منظور، از نرم‌افزار ENVI-met جهت شبیه‌سازی دمای هوا، شاخص میانگین پیش‌بینی‌شده (PMV)، سرعت باد و رطوبت نسبی استفاده شده است تا مشخص شود کدام‌یک از این بلوک‌های رایج برای اقلیم سرد تبریز مناسب‌تر است. هدف اصلی پژوهش، روشن‌سازی تأثیر فرم بلوک‌ها بر آسایش حرارتی فضای باز در مساکن تبریز است. در این مطالعه، با حفظ تراکم ساختمانی ثابت، اثرات فرم‌های مختلف شهری بر آسایش حرارتی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می‌دهد که در فصل زمستان، مدل‌های حیاط‌دار و منفرد تأثیر بیشتری بر آسایش حرارتی فضای باز ساکنان دارند. شبیه‌سازی مدل خطی حاکی از آن است که این فرم در این منطقه مناسب نیست و نمی‌تواند آسایش حرارتی مطلوبی برای مساکن در فصول سرد فراهم کند.

سنجش تبیینی جنبه‌های شهر هوشمند (حکمروایی و کیفیت زندگی) در منطقه 9 کلانشهر مشهد

سنجش تبیینی جنبه‌های شهر هوشمند (حکمروایی و کیفیت زندگی) در منطقه 9 کلانشهر مشهد

دوره 2، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-18

https://doi.org/10.22130/gur.2025.2050506.1005

محسن چشم میشی

چکیده شهر هوشمند یکی از دستاوردهای انقلاب انفورماتیک می‌باشد که به عنوان راهبردی در زمینه پایداری شهرها برای مقابله با چالش‌های ناشی از روند فزاینده شهرنشینی، در شش بعد حکمروایی هوشمند، اقتصاد هوشمند، شهروند هوشمند، پویایی هوشمند، محیط هوشمند و زندگی هوشمند مطرح شده است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی ویژگی‌های ابعاد حکمروایی و زندگی هوشمند در منطقه 9 کلانشهر مشهد انجام شده که از حیث نوع، کاربردی توسعه‌ای و از حیث روش، توصیفی تحلیلی می‌باشد. داده‌ها و اطلاعات مورد نیاز پژوهش به روش اسنادی-کتابخانه‌ای و میدانی گردآوری شدند و سپس از طریق تکنیک‌های آماری در نرم‌افزار SPSS و مدل کوپراس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. جامعه آماری پژوهش کارشناسان و شهروندان منطقه 9 مشهد می‌باشد که با استناد به رابطه کوکران با سطح اطمینان 95 درصد و میزان دقت 7 درصد، حجم نمونه 15 نفر کارشناس و 360 نفر شهروند برآورد گردید. نتایج بدست آمده از آزمون فریدمن حاکی از وجود تفاوت‌های آشکاری میان سطح برخورداری نواحی سه‌گانه از شاخص‌های مورد بررسی می‌باشد. ناحیه یک با مجموع میانگین، 501/4 رتبه اول را در میان سایرین به خود اختصاص داده است. شایان ذکر می‌باشد که شاخص شفافیت در هر سه ناحیه به صورت ضعیف ارزیابی شده است. همچنین یافته‌ها نشان می‌دهند که میزان مشارکت شهروندان در تصمیم‌گیری‌ها، تا حد قابل قبولی می‌تواند از طریق بهبود وضعیت شاخص‌های شفافیت (با ضریب بتای 533/0) و خدمات عمومی و اجتماعی (با ضریب بتای 311/0)، افزایش یابد. خروجی مدل کوپراس از رتبه‌بندی شاخص‌ها، حاکی از اهمیت شاخص آموزش به عنوان موثرترین عنصر در راستای بهبود استانداردهای هوشمندسازی در سطح منطقه می‌باشد.

شناسایی و اولویت بندی شاخص های فضایی- کالبدی مؤثر بر امنیت در فضاهای شهری (مطالعه موردی: کوی گلستان سبزوار)

شناسایی و اولویت بندی شاخص های فضایی- کالبدی مؤثر بر امنیت در فضاهای شهری (مطالعه موردی: کوی گلستان سبزوار)

دوره 1، شماره 1، زمستان 1403، صفحه 17-30

https://doi.org/10.22130/gur.2025.720776

میثم کریمی، بهرام سیاوش پور، علی اصغر آبرون

چکیده امنیت به‌عنوان یکی از نیازهای اساسی انسانی تأثیر بسزایی بر کیفیت زندگی اجتماعی فضاهای شهری، فلذا کیفیت زندگی شهروندان دارد. محله گلستان و اهالی غربتی ساکن آن به‌عنوان یکی از محلات اقلیت‌نشین و در عین حال تاریخی شهر سبزوار چند سالی است که به‌دنبال راهی برای خروج از بن‌بست جدایی‌گزینی خود هستند که بر طبق مطالعات احساس امنیت یکی از ملزومات این مهم است و این درحالیست که محله مذکور با قرارگیری در بافت فرسوده تاریخی شهر و به‌واسطه فرسودگی‌های کالبدی و کارکردی با چالش‌های عدیده‌ای در ابعاد فضایی- کالبدی امنیت مواجه است. هدف پژوهش شناسایی مهمترین شاخص‌ها و معیارهای فضایی-کالبدی مؤثر بر احساس امنیت، از طریق مطالعۀ میدانی و اولویت‌بندی شاخص‌ها و معیارهای (محورها) فضایی- کالبدی محله مذکور مؤثر بر امنیت در راستای ایجاد زمینۀ مناسب جهت هرگونه برنامه‌ریزی و اقدام مؤثر در این خصوص می‌باشد. پس از مرور ابعاد و شاخص‌های فضایی- کالبدی فضاهای شهری مؤثر بر احساس امنیت در ادبیات پژوهش مبتنی بر نظریه پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی، مطالعه میدانی مبتنی بر روش تحلیل سلسله‌مراتبی به کمک ابزار پرسشنامه در بین 30 نفر از خبرگان آشنا با محدوده انجام شده است. نتایج پژوهش نشان داد که ویژگی‌های فضایی-کالبدی کوی مؤثر بر احساس امنیت آن در قالب 19 شاخص و 6 معیار (محور) اصلی قابل شناسایی است که به‌ترتیب شاخص‌های هندسه معابر، درجه (عرض) معابر، و نظام بلوک‌بندی به‌عنوان سه شاخص مهم نخست، و معیارهای نفوذ‌پذیری کالبدی، حضورپذیری و نفوذپذیر بصری به‌ترتیب سه معیار مهم و نخست فضایی-کالبدی محله مؤثر بر وضعیت امنیت آن می‌باشند.

بازخوانی ادراک امنیت: تحلیل واسازی دیدگاه‌های دانشجویان دختر درباره فضاهای عمومی (مطالعه موردی: کلانشهر تبریز)

بازخوانی ادراک امنیت: تحلیل واسازی دیدگاه‌های دانشجویان دختر درباره فضاهای عمومی (مطالعه موردی: کلانشهر تبریز)

دوره 1، شماره 1، زمستان 1403، صفحه 64-75

https://doi.org/10.22130/gur.2025.2051875.1012

ایرج تیموری، مریم معرفت، مریم نجف علیلو، ابوالقاسم تقی زاده فانید

چکیده امنیت به عنوان یک مفهوم چندبعدی شامل ابعاد فیزیکی، روانی، اجتماعی و اقتصادی می‌باشد. در همین راستا پژوهش حاضر به بررسی ادراک دانشجویان دختر دانشگاه تبریز از امنیت در فضاهای عمومی کلانشهر تبریز پرداخته است. روش پژوهش مبتنی بر مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و تحلیل واسازی می‌باشد که به کمک نرم‌افزار NVivo انجام گرفته است. این روش به کشف معناها، تناقضات و ابهامات نهفته در مصاحبه‌های انجام شده کمک کرده و شناسایی عوامل مختلف تأثیرگذار بر ادراک امنیت را ممکن ساخته است. تحلیل واسازی شامل شناسایی و تحلیل واژگان کلیدی و ساختارهای دوگانه‌ای همچون امنیت/ ناامنی، روانی/ فیزیکی، روشنایی/ تاریکی، نظارت/ بی‌نظمی و فضاهای باز/ فضاهای بسته می‌باشد. تحلیل مذکور به درک بهتر معانی و مفاهیم پنهان در پاسخ‌های دانشجویان کمک نموده است. بررسی ساختارهای دوگانه مذکور نشان می‌دهد که تقابل این عناصر در شکل‌گیری ادراک امنیت نقش مهمی ایفا می‌نمایند. نتایج بخش تحلیل واژگان و اصطلاحات کلیدی حاکی از آن است که واژه‌هایی مانند امنیت، نورپردازی، نظارت، فضاهای عمومی و تراکم جمعیت به‌طور مکرر در مصاحبه‌ها به‌کار رفته‌اند و به‌عنوان عوامل کلیدی در ایجاد یا کاهش احساس امنیت مطرح شده‌اند. حضور دیگران، تنوع اجتماعی، رفتارهای ضداجتماعی، احساس تعلق به جامعه و تفاوت‌های فرهنگی و ساختاری شهرها از جمله این عوامل هستند. همچنین، ویژگی‌های طراحی شهری و اقتصادی منطقه نیز بر ادراک امنیت اثر می‌گذارند. تجربیات شخصی، درک خطر و حضور نیروهای امنیتی و سیستم‌های نظارتی نیز به عنوان دیگر عوامل مؤثر شناسایی شدند.

ابر واژگان