تعداد دوره‌ها 2
تعداد شماره‌ها 5
تعداد مقالات 32
تعداد نویسندگان 71
تعداد مشاهده مقاله 28,819
تعداد دریافت فایل مقاله 11,255
نسبت مشاهده بر مقاله 900.59
نسبت دریافت فایل بر مقاله 351.72
-
تعداد مقالات ارسال شده 43
تعداد مقالات رد شده 2
درصد عدم پذیرش 5
تعداد مقالات پذیرفته شده 32
درصد پذیرش 74
زمان پذیرش (روز) 82
تعداد پایگاه های نمایه شده 11
تعداد داوران 30

نشریه «جغرافیا و پژوهشهای شهری» یک فصلنامه علمی دسترسی آزاد به زبان فارسی (به همراه چکیده و منابع انگلیسی) می‌باشد که به حوزه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری-منطقه‌ای اختصاص دارد. این نشریه متعهد به انتشار اخلاق‌مدارانه بوده و از اصول کمیته اخلاق در انتشار (COPE) پیروی می‌کند. همچنین تحت مجوز Creative Commons Attribution 4.0 International فعالیت کرده و دسترسی آزاد و اخلاقی به محتوای خود را تضمین می‌کند. این نشریه توسط دانشگاه مراغه و با حمایت علمی انجمن جغرافیا و برنامهریزی شهری ایران منتشر می‌گردد. نشریه جغرافیا و پژوهش‌های شهری با در نظر گرفتن اخلاق پژوهش و قوانین و مقررات دانشگاهی به چاپ مقالات پژوهشی اصیل و مقالات مروری اختصاص دارد. این نشریه افزون بر مقالات پژوهشی، تفاسیر کوتاه‌تر، بررسی‌های موضوعی، بحث‌های نظری و نقد کتاب را نیز منتشر می‌نماید. در همین راستا از مشارکت متخصصان رشته‌های مختلف در محدوده موضوعی نشریه تقدیر و تشکر می‌شود. 

عنوان نشریه: جغرافیا و پژوهش‌های شهری

صاحب امتیاز: دانشگاه مراغه

ناشر: دانشگاه مراغه

انجمن علمی حامی: انجمن جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری ایران

عنوان انگلیسی نشریه: Geography and Urban Research

گروه علمی (موضوعی): علوم انسانی

زیرگروه: جغرافیا

حوزههای موضوعی نشریه: جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، برنامه‌ریزی روستایی، جغرافیای طبیعی، مدیریت و حکمرانی شهری، گردشگری، برنامه‌ریزی منطقه‌ای و ناحیه‌ای، سنجش از دور و آمایش سرزمین

سردبیر: دکتر شهریور روستایی

مدیر مسئول: دکتر هوشنگ سرور

مدیر اجرائی: دکتر منیژه لاله‌پور

مدیر داخلی: دکتر حدیث بردبار

نوع داوری: دوسو ناشناس، گمنام و محرمانه (ثبت داوران محترم در وبگاه نشریه ضروری می‌باشد)

میانگین بازه زمانی بررسی اولیه مقالات دریافتی: حدود 10 روز

میانگین بازه زمانی فرایند داوری پذیرش مقالات: 3 تا 4 ماه، حداقل دو داور

فاصله انتشار: فصلنامه

زبان نشریه: فارسی (چکیده و منابع به زبان انگلیسی)

نوع نشریه: علمی

نوع مقالات: پژوهشی و مروری

نوع انتشار: الکترونیکی

نوع دسترسی: رایگان (تمام متن)

شیوه استناددهی: شیوه نامه APA

رایانامه دانشگاهی نشریه: gurj@maragheh.ac.ir

جیمیل پشتیبان نشریه: gurjournal@gmail.com

آدرس وبگاه نشریه: https://gur.maragheh.ac.ir

هزینه داوری مقاله: ندارد.

هزینه پذیرش نهایی و انتشار: ندارد.

حقمولف (کپی رایت) مقالات: نشریه «جغرافیا و پژوهش‌های شهری» تابع قوانین بین‌المللی حق نشر همگانی کرییتیو کامنز (CC BY-NC) است. حق‌مولف مقالات از آن نویسندگان است و نویسندگان مالک و صاحب حق‌مولف اثر خود هستند.

نوع دسترسی: دسترسی آزاد به مقالات نشریه «جغرافیا و پژوهش‌های شهری» بر اساس  مجوز کرییتیو کامنز (CC BY-NC)

کمیته بین‌المللی اخلاق نشر (کوپ): نشریه «جغرافیا و پژوهش‌های شهری» با احترام به قوانین اخلاق نشر، تابع راهنماها، اصول و قوانین کمیتۀ اخلاق در انتشار (COPE) است و از آیین‌نامۀ اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی می‌کند.

نکات قابل توجه نویسندگان: نشریه بعد از داوری و برای چاپ مقاله، هزینه دریافت نخواهد کرد و بازنشر اطلاعات در این پایگاه با ذکر منبع آزاد می‌باشد. با توجه به درخواست کمیسیون نشریات علمی کشور، ثبت و نمایش شناسه رایگان ORCID  و استفاده از رایانامه دانشگاهی یا سازمانی برای نویسندگان مقالات الزامی است. بنابراین، از نویسندگان محترم درخواست می‌شود قبل از ارسال مقاله به نشریه نسبت به اخذ کد شناسه پژوهشگر ORCID  و رایانامه دانشگاهی/سازمانی اقدام فرمایند.

نویسنده مسئول مکاتبات: نویسنده مسئول مقاله بایستی حتماً عضو هیئت علمی یک دانشگاه، مرکز یا پژوهشگاه باشد و مقاله حتماً توسط وی به نشریه ارسال شود، و یا نامه تأییدیه مکتوب وی و فرم‌های ذیل همراه مقاله ارسال گردد.

فایل‌ها و فرم‌های لازم: پنج فایل ضروری که باید از طریق سامانۀ دریافت مقاله‌ها ارسال شوند: 1. فایل اصلی مقاله (بدون نام نویسندگان و با رعایت راهنمای نویسندگان)، 2. فایل مشخصات نویسندگان؛ ۳. فرم تعهدنامه (باید شامل عنوان مقاله و نام و نام خانوادگی تمام نویسندگان باشد و به امضای همه نویسندگان رسیده باشد)؛ 4. فرم تضاد منافع (باید توسط نویسنده مسئول امضاء و به همراه فایل مقاله بارگذاری شود)؛ و 5. فایل مشابهت یاب مقاله

مشابهت‌یابی مقالات: نویسندگان محترم می‌توانند برای مشابهت‌یابی از سامانه سمیم‌نور (کلیک کنید) برای ارسال گزارش مشابهت‌یابی به فصلنامه استفاده کنند. نویسندگان محترم دقت فرمایند که حتما باید گزارش PDF مشابهت‌یابی را مستقیما از طریق مشابهت‌یاب دریافت و به فصلنامه ارسال نمایند.

قالب مقالات نشریه: نسخه نهایی مقاله بعد از طی کردن مراحل داوری و پذیرش مقاله بایستی  در قالب نشریه ارسال شود. در غیر این صورت ترتیب اثر داده نخواهد شد.

فراتر از سایه سبز: ارزیابی تحلیلی پژوهش‌های آسایش حرارتی فضای باز در محیط‌های شهری خشک گرمسیر و سردسیر

صفحه 1-26

https://doi.org/10.22130/gur.2025.2069418.1027

پریناز بادامچی زاده، ایرج تیموری، پریا سعادت جو

چکیده رشد سریع جمعیت شهری فشار فزاینده‌ای بر محیط مصنوع وارد کرده که منجر به کاهش فضاهای باز و افت کیفیت محیطی شده است. این چالش‌ها نیاز به مطالعات آسایش حرارتی فضای باز را برای مقابله بهتر با پیامدهای شهرنشینی و تغییر اقلیم تشدید کرده است. این مطالعه با هدف مرور انتقادی ادبیات پژوهشی جدید (چهار سال اخیر) در زمینه آسایش حرارتی فضای باز در محیط‌های شهری انجام شده است. در این راستا، هم رویکردهای خرد-مقیاس (کیفی) و هم کلان-مقیاس (کمی) مورد بررسی قرار گرفته، شکاف‌های پژوهشی کلیدی شناسایی شده و جهت‌گیری‌های آینده پژوهشی با تأکید بر استانداردسازی شاخص‌های حرارتی و ادغام ابعاد روانشناختی آسایش پیشنهاد شده است. یک مرور نظام‌مند با استفاده از پایگاه‌های داده علمی اصلی انجام شد. پس از اعمال معیارهای ورود و خروج از طریق غربالگری عنوان، چکیده و متن کامل، ۵۰ مقاله مرتبط و داوری‌شده انتخاب و بر اساس حوزه تمرکز، روش‌شناسی، شاخص‌های مورد استفاده و توزیع جغرافیایی تحلیل شدند. این مرور نشان داد که در مورد شاخص‌های آسایش حرارتی در مناطق اقلیمی مختلف اجماع وجود ندارد و ادغام عوامل روانشناختی و انطباقی محدود است. افزون بر این، تلاش‌های پژوهشی به‌صورت ناهمگون توزیع شده‌اند؛ به‌طوری که برخی مناطق توجه نامتناسب دریافت کرده‌اند و برخی دیگر کمتر مطالعه شده‌اند. نیاز مبرمی برای استانداردسازی معیارهای آسایش حرارتی و تعریف محدوده‌های ارزش خنثی مختص هر اقلیم وجود دارد. پژوهش‌های آینده باید رویکردهای بین‌رشته‌ای را در پیش گیرند و بینش‌های محیطی و روانشناختی را برای بهبود درک و طراحی فضاهای شهری با آسایش حرارتی مناسب ترکیب کنند. این مرور می‌تواند به عنوان مرجعی برای پژوهشگران، طراحان و برنامه‌ریزان در جهت ارتقای آسایش حرارتی در محیط‌های شهری به‌طور فزاینده متراکم مورد استفاده قرار گیرد. مرور حاضر تأکید می‌کند که راهبردهای استاندارد خنک‌سازی بدون انطباق بافتی با اقلیم محلی، ریخت‌شناسی شهری و مصالح، کارایی محدودی نشان می‌دهند و راه‌حل‌های خاص هر منطقه را ضروری می‌سازند.

بررسی روند خزش شهری بر پایداری نواحی پیرامونی، مطالعه موردی: شهر کرمانشاه ایران

صفحه 27-40

https://doi.org/10.22130/gur.2025.2069556.1031

آئیژ عزمی، هاوبش غفور سعید

چکیده خزش شهری در کلانشهرها پدیده‌ای است که نواحی پیرامونی خود را تحت تاثیر قرار می‌دهد. لذا بررسی اثرات این رخداد بر نواحی پیرامونی از اهمیت زیادی برخوردار است. در پژوهش حاضر تاثیرات خزش شهری کرمانشاه بر سه روستای ده پهن، نوکان و چشمه سفید مورد بررسی قرار گرفته است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی بوده است. حجم نمونه 60 نفر و پایایی پژوهش از طریق آلفای کرونباخ و روایی پژوهش نیز از طریق پنلی از متخصصان جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری و شهرسازی مورد تایید قرار گرفته است. 
نتایج پژوهش حاکی از آن است که در بعد زیست‌محیطی اثرات خزش شهری کالاً منفی بوده است؛ اما در ابعاد اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی و کالبدی تاثیرات مثبت و منفی هر دو وجود داشته است. همچنین نتایج نشان می‌دهند که هر چهار بعد اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، کالبدی و زیست‌محیطی خزش شهری در سطح 05/0 رابطه معنی‌داری با هم داشته‌اند که نشان‌دهنده اثرگذاری ابعاد مذکور بر یکدیگر و به طور کلی بر خزش شهری می‌باشد. خزش شهری در بعد کالبدی منجر به بازسازی مساکن قدیمی می‌شود، اما در مقابل منجر به تغییر کاربری اراضی کشاورزی هم می‌گردد. لازم به ذکر می‌باشد که پدیده خزش شهری در بعد کشاورزی موجب توسعه صنایع کوچک می‌شود، اما در مقابل این پدیده منجر به کاهش میزان محصولات محلی شده است. همچنین نتایج نشان می‌دهد که در بعد اجتماعی-فرهنگی میزان بروز درگیری و مهاجرت افزایش چشمگیری یافته و در مقابل نیز سطح آموزش ارتقا پیدا کرده است. خزش شهری در بعد زیست‌محیطی منجر به افزایش میزان آلودگی‌ها شده است.

ارزیابی وضعیت مؤلفه‌های مطلوبیت فضای شهری در سراب

صفحه 41-56

https://doi.org/10.22130/gur.2026.2080742.1034

اسماعیل چلنگری، امید مبارکی، زهرا افضلی گروه

چکیده با بروز بحران‌های متعدد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، کالبدی و زیست ‌محیطی در شهرهای دنیا در نیمه دوم قرن بیستم که ناشی از رشد شتابان شهرنشینی و عدم ارائه طرح و برنامه مناسب بود، مطلوبیت فضای شهری به ویژه در کشورهای در حال توسعه تنزل یافته است. بر همین اساس در طول سال­های اخیر این موضوع به یکی از موضوعات بسیار اساسی در حوزه مطالعات انسان و همچنین محیط بدل شده است. ارزیابی کیفیت فضای شهری نه تنها بر طبق محیط عینی بلکه همین­طور برپایه درک افراد از محیطی که به آن متعلق هستند صورت می­پذیرد. بر همین اساس هدف پژوهش حاضر ارزیابی مطلوبیت فضای شهری سراب است. نوع تحقیق کاربردی و روش آن توصیفی تحلیلی است. جمع آوری داده­ها به صورت پیمایشی و از طریق پرسشنامه بوده است. شهر سراب جمعیتی حدود 45031 نفر داشته، که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 380 پرسشنامه به صورت تصادفی در بین شهروندان بالای 15 سال توزیع شد. مؤلفه­های تحقیق شامل: زیست­محیطی (13 گویه)، دسترسی و آسایش (14 گویه)، زیبایی و بازنمایی هویت (13 گویه) و امنیت (10 گویه) بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و از آزمون های آماری تی تک نمونه‌ای، واریانس یکطرفه، رگرسیون گام به گام و توکی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می­دهد که؛ وضعیت شهر سراب در تمامی مؤلفه‌های مورد بررسی، زیست محیطی (90/2)، دسترسی و آسایش (49/2)، زیبایی و بازنمایی هویت (62/2) و امنیت (94/2) کمتر از حد متوسط یعنی عدد 3 بوده است. در رابطه با مؤلفه­های تحقیق باید گفت که مؤلفه امنیت با مقدار بتای 179/0 در مطلوبیت فضاهای شهری سراب دارای اهمیت به­ نسبت بیشتری می­باشد و مؤلفه زیبایی و بازنمایی هویت با مقدار بتای 060/0 کمترین اهمیت را دارد. در نهایت فضای شهری سراب از نظر مطلوبیت وضعیت مطلوبی ندارد، بنابراین مدیران و برنامه­ریزان شهری سراب باید با مدیریت صحیح و کارآمد در راستای مطلوبیت بخشیدن به فضای شهری، موجبات رفاه، آسایش و امنیت شهروندان را فراهم آورند.

مقایسه تطبیقی بین گردشگری شهری و پایداری محیطی (نمونه‌های مورد مطالعه: شهرهای شرقاط و تکریت)

صفحه 57-77

https://doi.org/10.22130/gur.2026.2085102.1040

منیژه لاله‌پور، هوشنگ سرور، احمد عبدالعزیز عبدالوهاب

چکیده پژوهش حاضر با هدف مقایسه تطبیقی وضعیت گردشگری شهری و پایداری محیطی در دو شهر شرقاط و تکریت انجام شده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و داده‌ها از طریق پرسش‌نامه طیف لیکرت پنج‌درجه‌ای از 220 نفر از شهروندان (111 نفر از تکریت و 109 نفر از شرقاط) جمع‌آوری شده است. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون تی دو نمونه مستقل و آزمون لوین استفاده گردیده است. شاخص‌های مورد بررسی شامل ابعاد اقتصادی گردشگری (میزان درآمد و تعداد گردشگران ورودی)، ابعاد اجتماعی (رضایت ساکنان)، کیفیت خدمات و زیرساخت‌های گردشگری، و شاخص‌های زیست‌محیطی شامل کیفیت هوا، آب آشامیدنی، مدیریت پسماند، کنترل آلودگی صوتی و حفاظت از منابع طبیعی بوده است. نتایج نشان داد که شهر تکریت در تمامی شاخص‌های مورد بررسی عملکرد بهتری نسبت به شرقاط داشته است. در بعد اقتصادی، میانگین درآمد از گردشگری در تکریت 92/3 در مقابل 75/2 در شرقاط و تعداد گردشگران ورودی 64/3 در مقابل 77/2 بوده است. رضایت ساکنان از توسعه گردشگری در تکریت 52/3 نسبت به 73/2 در شرقاط، کیفیت خدمات گردشگری 66/3 در مقابل 61/2 و زیرساخت‌های گردشگری 62/3 در مقابل 67/2 بوده است. در شاخص‌های زیست‌محیطی نیز تکریت برتری قابل‌توجهی نشان داده است: کیفیت هوا 70/3 در مقابل 68/2، وضعیت آب آشامیدنی 58/3 در مقابل 68/2، مدیریت پسماند 62/3 در مقابل 60/2، کنترل آلودگی صوتی 60/3 در مقابل 72/2 و حفاظت از منابع طبیعی 62/3 در مقابل 66/2. تمامی این تفاوت‌ها در سطح معناداری 000/0 تأیید شده‌اند. یافته‌ها نشان‌دهنده آن است که تکریت الگوی موفقی از توسعه گردشگری پایدار را تحقق بخشیده که در آن تعادل مطلوبی میان رشد اقتصادی و حفاظت محیطی برقرار شده است. این شهر از پتانسیل بالاتری برای توسعه گردشگری پایدار برخوردار بوده و شرایط مناسب‌تری برای جذب گردشگر و حفظ محیط زیست فراهم آورده است. در مقابل، شرقاط نیاز به بازنگری در سیاست‌ها و برنامه‌ریزی یکپارچه جهت بهبود وضعیت موجود دارد.

حکمرانی اخلاق‌محور در توسعه شهری پایدار؛ تحلیل نقش ارزش‌های انسانی در مدیریت شهری و برنامه‌ریزی منطقه‌ای

صفحه 78-85

https://doi.org/10.22130/gur.2026.2084981.1039

فردین احمدی، رسول معروفی آذر

چکیده توسعه شهری پایدار در دهه‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین و محوری‌ترین دغدغه‌های نظام‌های برنامه‌ریزی، سیاست‌گذاری و مدیریت شهری در سطوح مختلف تبدیل شده است. در این میان، شهرها به عنوان کانون‌های اصلی تمرکز جمعیت، نقشی تعیین‌کننده در تحقق اهداف توسعه پایدار ایفا می‌کنند. با این حال، بررسی و تحلیل تجربه‌های جهانی و الگوهای اجرایی نشان می‌دهد که غفلت از بنیان‌های اخلاقی و ارزش‌های انسانی در فرایند حکمرانی شهری، به طور قابل توجهی موجب ناکارآمدی سیاست‌ها، تعمیق نابرابری‌های فضایی و اجتماعی، تضعیف عدالت شهری و در نهایت کاهش سرمایه اجتماعی شده است. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی تحلیلیتبیینی، به بررسی نقش و اهمیت حکمرانی اخلاق‌محور در تحقق توسعه شهری پایدار می‌پردازد و تلاش می‌کند جایگاه و کارکرد ارزش‌های انسانی همچون عدالت، مسئولیت‌پذیری، شفافیت، کرامت انسانی و مشارکت فعال شهروندان را در فرایند مدیریت شهری و نظام برنامه‌ریزی منطقه‌ای مورد تبیین قرار دهد. در این راستا، توجه ویژه‌ای به پیوند میان اخلاق، حکمرانی و تصمیم‌گیری‌های شهری به عنوان یکی از پیش‌شرط‌های اساسی دستیابی به پایداری همه‌جانبه شهرها معطوف شده استروش تحقیق توصیفیتحلیلی بوده و داده‌ها و اطلاعات مورد نیاز از طریق مطالعه اسنادی، تحلیل متون نظری مرتبط و بررسی پژوهش‌ها و مطالعات معتبر داخلی و خارجی گردآوری و مورد تحلیل قرار گرفته‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که حکمرانی اخلاق‌محور، به عنوان یک چارچوب هنجاری و در عین حال کارکردی، می‌تواند از طریق ارتقاء اعتماد عمومی، تقویت پاسخگویی و شفافیت نهادهای شهری و هم‌راستاسازی تصمیمات مدیریتی با منافع جمعی و مصالح عمومی، زمینه تحقق پایداری اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی شهرها را فراهم سازد. افزون بر این، ادغام و نهادینه‌سازی مؤلفه‌های اخلاقی در نظام برنامه‌ریزی منطقه‌ای نه تنها به بهبود کیفیت زندگی شهری و افزایش رضایت شهروندان منجر می‌شود، بلکه ظرفیت تاب‌آوری شهرها را در مواجهه با چالش‌ها و مسائل پیچیده معاصر نیز به طور معناداری افزایش می‌دهد.

تاثیر عناصر و المان‌های فرهنگی در ساماندهی ورودی شهر (نمونه موردی: ورودی خوی-قطور)

صفحه 86-98

https://doi.org/10.22130/gur.2025.2050529.1006

مهدی ورمزیار، علی مصیب زاده

چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل تأثیر عناصر فرهنگی-هویتی بر ساماندهی ورودی خوی-قطور و ارائه راهکارهای بهبود آن انجام شد. این مطالعه کاربردی با رویکرد توصیفی-تحلیلی، داده‌های گردآوری‌شده از طریق پیمایش (۳۸۰ پرسشنامه معتبر از مردم و کارشناسان) را با استفاده از آزمون تی تک‌نمونه‌ای و تکنیک دیمتل تحلیل کرده است. نتایج آزمون تی تک‌نمونه‌ای نشان داد که تمامی شاخص‌های ساماندهی، به‌ویژه «نمادین بودن»، از دیدگاه هر دو گروه اهمیت بالایی دارند. در میان نمادهای فرهنگی، «شمس»، «آفتاب‌گردان» و «آیت‌الله خویی» به عنوان برجسته‌ترین و مورد پذیرش‌ترین عناصر هویتی شناسایی شدند، در حالی که نمادهایی مانند «زنبورعسل» و «مساجد مهم» از اقبال کمتری برخوردار بودند. تحلیل دیمتل آشکار ساخت که «نمادین بودن»، «نقش‌انگیزی» و «حضور عناصر طبیعی» متغیرهای علّی و محرک اصلی سیستم هستند که بر شاخص‌های معلول مانند «زیبایی‌شناسی»، «ارتقای کیفیت منظر» و «نظم فضایی» تأثیر مستقیم می‌گذارند. در سطح نمادها نیز، «شمس» و «آیت‌الله خویی» ماهیت علّی و محوری دارند. این یافته‌ها مؤید آن است که تقویت مؤلفه‌های نمادین، پیش‌نیاز اصلی ارتقای کیفیت بصری و عملکردی ورودی شهر است و ساماندهی کالبدی صرف، بدون توجه به لایه‌های معنایی و فرهنگی مورد پذیرش جامعه، به ایجاد فضایی پایدار و هویت‌بخش منجر نخواهد شد.

تحلیل عوامل مؤثر بر تغییر کاربری اراضی کشاورزی با تاکید بر توسعه پایدار روستایی (مطالعه موردی:دهستان رزکان، شهرستان شهریار)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 مهر 1404

https://doi.org/10.22130/gur.2025.2065552.1026

سمیه کیهوری، آئیژ عزمی، امید علی مرادی

چکیده تغییر کاربری اراضی و بهره‌برداری نامناسب از زمین، از مهم‌ترین چالش‌های توسعه پایدار در مناطق شهری و پیرامونی است که می‌تواند امنیت غذایی، کیفیت محیط زیست و کشاورزی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. بررسی و تحلیل عوامل مؤثر بر تغییر کاربری اراضی، به‌ویژه در شهرستان‌های پرجمعیت و مجاور کلان‌شهرها، برای مدیریت بهینه زمین و برنامه‌ریزی شهری ضروری است. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی و پیمایشی–کمی بوده و از ابزار پرسشنامه برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده شده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۳۵۵ نفر تعیین شد و روش نمونه‌گیری به‌صورت تصادفی سیستماتیک انجام گرفت. داده‌ها با بهره‌گیری از روش‌های کتابخانه‌ای و میدانی جمع‌آوری شدند و پرسشنامه خودساخته با مقیاس لیکرت نیز برای تکمیل اطلاعات به کار گرفته شد. تحلیل و ارزیابی داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS و GIS انجام گرفت. همچنین، پایایی پرسشنامه با روش ضریب آلفای کرونباخ ارزیابی شد (اجتماعی و فرهنگی ۰٫۷۱، انسانی ۰٫۷۷، زمین‌شناسی و محیطی ۰٫۷۴ و اقتصادی ۰٫۷۱) و روایی آن با نظر کارشناسان تأیید شد. نتایج پژوهش نشان داد که شهرستان شهریار، از یک سو به علت نزدیکی به کلان‌شهر تهران و از سوی دیگر به علت افزایش جمعیت، نیاز به مسکن، نوسانات بازار و نقش دلالان زمین، دچار ساخت‌وساز بی‌رویه و تغییر کاربری اراضی کشاورزی شده است. همچنین، بهره‌برداری نامناسب از خاک، مانند شخم غیر اصولی و بهره‌برداری بیش از حد، باعث کاهش کیفیت و بازدهی خاک شده است. تغییر کاربری اراضی یکی از چالش‌های اصلی تهدیدکننده آینده کشاورزی کشور است که در صورت مدیریت نامناسب، مشکلات جدی ایجاد می‌کند. یافته‌های حاصل از تحلیل عاملی نشان داد که هزینه‌های تولید و به‌صرفه نبودن کشاورزی، سختی کشت، درآمد فعالیت‌های رقیب کشاورزی، مشکلات طبیعی، عدم توازن میان روستا و شهرها، شیب اراضی، نقش دانش بومی، فاصله تا شهر، افزایش جمعیت و سودجویی دلالان از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر تغییر کاربری اراضی در شهرستان شهریار هستند.

واکاوی تاب‌آوری خانوارهای ساکن در روستاهای مرزی شهرستان هیرمند

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 مهر 1404

https://doi.org/10.22130/gur.2025.2069426.1028

محمد پیرانی، فاطمه شیخ

چکیده در سال‌های اخیر، تغییرات اقلیمی و بحران‌های زیست‌محیطی به یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها برای جوامع روستایی تبدیل شده است. روستاهای مرزی شهرستان هیرمند، با ویژگی‌های خاص جغرافیایی و اجتماعی، با مشکلاتی نظیر کمبود منابع آب، فقر و ناپایداری اقتصادی مواجه‌اند. تاب‌آوری، توانایی و مهارت‌های جوامع انسانی در مقابله با بلایا را مورد تأکید قرار می‌دهد. امروزه دولت‌ها تلاش می‌کنند به‌جای تمرکز صرف بر مدیریت سازه‌ای، از ترکیبی از روش‌های سازه‌ای و غیرسازه‌ای بهره بگیرند تا سکونتگاه‌ها، به‌ویژه جوامع روستایی، تاب‌آور شوند. هدف از این رویکرد، کاهش آسیب‌پذیری شهرها و روستاها و تقویت توانایی‌های شهروندان و روستاییان برای مقابله با خطرات ناشی از سوانح طبیعی است. این مسائل نه تنها بر کیفیت زندگی ساکنان تأثیر می‌گذارند، بلکه تاب‌آوری این جوامع در برابر بحران‌های آینده را نیز تهدید می‌کنند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی تاب‌آوری خانوارهای ساکن در روستاهای مرزی شهرستان هیرمند انجام شده است. این تحقیق بر پایه روش‌های ترکیبی توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای، اسنادی و پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، سرپرستان خانوارهای ساکن در ۲۳ روستای نمونه شهرستان هیرمند را تشکیل داد که بر اساس فرمول کوکران، ۳۵۷ نفر به‌عنوان حجم نمونه به روش تصادفی انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با کمک نرم‌افزارهای SPSS، ArcGIS و Expert Choice و با استفاده از مدل MULTIMOORA و آزمون‌های یو من ویتنی و فریدمن انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که تفاوت معناداری در سطح تاب‌آوری بین روستاهای مورد مطالعه وجود دارد؛ به‌طوری‌که روستاهای گمشاد، قرقری و پیران بیشترین سطح تاب‌آوری و روستاهای میرجعفرخان، سنجرانی و دهمرده سیادک کمترین سطح تاب‌آوری را دارا هستند. نتایج آزمون یو من ویتنی نیز تأیید می‌کند که این اختلافات از نظر آماری معنادار هستند.

تعیین جهات بهینه توسعه فیزیکی شهر مراغه با استفاده از منطق فازی و متغیرهای طبیعی

تعیین جهات بهینه توسعه فیزیکی شهر مراغه با استفاده از منطق فازی و متغیرهای طبیعی

دوره 2، شماره 1، بهار 1404، صفحه 48-65

https://doi.org/10.22130/gur.2025.2053087.1017

مرضیه اسمعیل پور، صدیقه کریمی

چکیده در حال حاضر 50 درصد جمعیت جهان در شهرها زندگی می­کنند و آمارها نشان از وجود روند افزایشی شهرنشینی در دنیا دارند. اسکان این حجم از جمعیت در مناطق شهری باید طبق برنامه­ریزی­های قبلی صورت گیرد، تا از بروز آسیب به محیط زیست جلوگیری شود. از سوی دیگر، می‌بایست برنامه‌ریزان فرایندهای مربوط به توسعه فیزیکی شهر را برای اتخاذ استراتژی­های توسعه پایدار شهری ادراک نمایند. به منظور بررسی تناسب اراضی برای توسعه فیزیکی شهر مراغه، 9 متغیر مورد بررسی قرار گرفتند. این متغیرها عبارتند از: شیب، ارتفاع، فاصله از شهر، فاصله از راه­های ارتباطی، فاصله از رودخانه، خاک­شناسی، زمین­شناسی، پوشش گیاهی و کاربری اراضی. لایه­های موضوعی متغیرهای مورد بررسی با استفاده از انواع توابع خطی کاهشی یا افزایشی و تعریف کاربر به فازی تبدیل شدند. به این ترتیب، مقادیر همه نقشه­های تهیه شده بین 0 و 1 تعریف و با استفاده از عملگر گامای فازی با یکدیگر ترکیب شدند. در نهایت نقشه نهایی تناسب اراضی جهت توسعه فیزیکی شهر مراغه تهیه گردید. نتایج به دست آمده نشان می­دهد که بالغ بر 23 درصد از محدوده مطالعاتی جهت توسعه فضایی شهر در کلاس با تناسب بسیار پایین قرار می­گیرند. در حالت تطبیقی 18 درصد از محدوده مورد مطالعه در شرق و جنوب غرب شهر مراغه و به صورت پیوسته و متصل به شهر برای گسترش فیزیکی شهر مراغه از شرایط بسیار مطلوبی برخوردار هستند. این پهنه­ها در فاصله­ای دور از رودخانه و بستر دره صوفی­چای قرار دارند و در نتیجه منجر به جلوگیری از بروز مسائل زیست محیطی و اکولوژیکی می‌شوند.

شناسایی و اولویت بندی شاخص های فضایی- کالبدی مؤثر بر امنیت در فضاهای شهری (مطالعه موردی: کوی گلستان سبزوار)

شناسایی و اولویت بندی شاخص های فضایی- کالبدی مؤثر بر امنیت در فضاهای شهری (مطالعه موردی: کوی گلستان سبزوار)

دوره 1، شماره 1، زمستان 1403، صفحه 17-30

https://doi.org/10.22130/gur.2025.720776

میثم کریمی، بهرام سیاوش پور، علی اصغر آبرون

چکیده امنیت به‌عنوان یکی از نیازهای اساسی انسانی تأثیر بسزایی بر کیفیت زندگی اجتماعی فضاهای شهری، فلذا کیفیت زندگی شهروندان دارد. محله گلستان و اهالی غربتی ساکن آن به‌عنوان یکی از محلات اقلیت‌نشین و در عین حال تاریخی شهر سبزوار چند سالی است که به‌دنبال راهی برای خروج از بن‌بست جدایی‌گزینی خود هستند که بر طبق مطالعات احساس امنیت یکی از ملزومات این مهم است و این درحالیست که محله مذکور با قرارگیری در بافت فرسوده تاریخی شهر و به‌واسطه فرسودگی‌های کالبدی و کارکردی با چالش‌های عدیده‌ای در ابعاد فضایی- کالبدی امنیت مواجه است. هدف پژوهش شناسایی مهمترین شاخص‌ها و معیارهای فضایی-کالبدی مؤثر بر احساس امنیت، از طریق مطالعۀ میدانی و اولویت‌بندی شاخص‌ها و معیارهای (محورها) فضایی- کالبدی محله مذکور مؤثر بر امنیت در راستای ایجاد زمینۀ مناسب جهت هرگونه برنامه‌ریزی و اقدام مؤثر در این خصوص می‌باشد. پس از مرور ابعاد و شاخص‌های فضایی- کالبدی فضاهای شهری مؤثر بر احساس امنیت در ادبیات پژوهش مبتنی بر نظریه پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی، مطالعه میدانی مبتنی بر روش تحلیل سلسله‌مراتبی به کمک ابزار پرسشنامه در بین 30 نفر از خبرگان آشنا با محدوده انجام شده است. نتایج پژوهش نشان داد که ویژگی‌های فضایی-کالبدی کوی مؤثر بر احساس امنیت آن در قالب 19 شاخص و 6 معیار (محور) اصلی قابل شناسایی است که به‌ترتیب شاخص‌های هندسه معابر، درجه (عرض) معابر، و نظام بلوک‌بندی به‌عنوان سه شاخص مهم نخست، و معیارهای نفوذ‌پذیری کالبدی، حضورپذیری و نفوذپذیر بصری به‌ترتیب سه معیار مهم و نخست فضایی-کالبدی محله مؤثر بر وضعیت امنیت آن می‌باشند.

بازخوانی ادراک امنیت: تحلیل واسازی دیدگاه‌های دانشجویان دختر درباره فضاهای عمومی (مطالعه موردی: کلانشهر تبریز)

بازخوانی ادراک امنیت: تحلیل واسازی دیدگاه‌های دانشجویان دختر درباره فضاهای عمومی (مطالعه موردی: کلانشهر تبریز)

دوره 1، شماره 1، زمستان 1403، صفحه 64-75

https://doi.org/10.22130/gur.2025.2051875.1012

ایرج تیموری، مریم معرفت، مریم نجف علیلو، ابوالقاسم تقی زاده فانید

چکیده امنیت به عنوان یک مفهوم چندبعدی شامل ابعاد فیزیکی، روانی، اجتماعی و اقتصادی می‌باشد. در همین راستا پژوهش حاضر به بررسی ادراک دانشجویان دختر دانشگاه تبریز از امنیت در فضاهای عمومی کلانشهر تبریز پرداخته است. روش پژوهش مبتنی بر مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و تحلیل واسازی می‌باشد که به کمک نرم‌افزار NVivo انجام گرفته است. این روش به کشف معناها، تناقضات و ابهامات نهفته در مصاحبه‌های انجام شده کمک کرده و شناسایی عوامل مختلف تأثیرگذار بر ادراک امنیت را ممکن ساخته است. تحلیل واسازی شامل شناسایی و تحلیل واژگان کلیدی و ساختارهای دوگانه‌ای همچون امنیت/ ناامنی، روانی/ فیزیکی، روشنایی/ تاریکی، نظارت/ بی‌نظمی و فضاهای باز/ فضاهای بسته می‌باشد. تحلیل مذکور به درک بهتر معانی و مفاهیم پنهان در پاسخ‌های دانشجویان کمک نموده است. بررسی ساختارهای دوگانه مذکور نشان می‌دهد که تقابل این عناصر در شکل‌گیری ادراک امنیت نقش مهمی ایفا می‌نمایند. نتایج بخش تحلیل واژگان و اصطلاحات کلیدی حاکی از آن است که واژه‌هایی مانند امنیت، نورپردازی، نظارت، فضاهای عمومی و تراکم جمعیت به‌طور مکرر در مصاحبه‌ها به‌کار رفته‌اند و به‌عنوان عوامل کلیدی در ایجاد یا کاهش احساس امنیت مطرح شده‌اند. حضور دیگران، تنوع اجتماعی، رفتارهای ضداجتماعی، احساس تعلق به جامعه و تفاوت‌های فرهنگی و ساختاری شهرها از جمله این عوامل هستند. همچنین، ویژگی‌های طراحی شهری و اقتصادی منطقه نیز بر ادراک امنیت اثر می‌گذارند. تجربیات شخصی، درک خطر و حضور نیروهای امنیتی و سیستم‌های نظارتی نیز به عنوان دیگر عوامل مؤثر شناسایی شدند.

ارزیابی تأثیر فرم شهری بر آسایش حرارتی فضای باز (مطالعه موردی : شهر تبریز)

ارزیابی تأثیر فرم شهری بر آسایش حرارتی فضای باز (مطالعه موردی : شهر تبریز)

دوره 2، شماره 1، بهار 1404، صفحه 34-47

https://doi.org/10.22130/gur.2025.2051761.1011

سپیده پوری، پریا سعادتجو

چکیده در دهه گذشته، توسعه نظریه‌های مرتبط با شهرهای پایدار، شهرهای اکولوژیک، اکوسیستم‌ها، شهرهای هوشمند و شهرهای سبز، توجه طراحان و برنامه‌ریزان شهری را به ضرورت ایجاد هماهنگی میان طراحی شهری و طبیعت معطوف کرده است. متخصصان همواره بر اهمیت پایداری محیط‌زیست، مواجهه با چالش‌های اقلیمی و ادغام اصول اکولوژیکی در برنامه‌ریزی شهری تأکید داشته‌اند. این رویکرد بیانگر تعهدی گسترده به ایجاد محیط‌های شهری تاب‌آور است که نه‌تنها با تغییرات اقلیمی سازگار می‌شوند، بلکه تأثیرات منفی آن را نیز کاهش داده و زمینه‌ساز زندگی پایدار می‌شوند.این پژوهش به بررسی ویژگی‌های ریزاقلیم شهری که بر محله‌های مسکونی تأثیرگذار است، از طریق برنامه‌ریزی و طراحی شهری می‌پردازد. فرم‌های مختلف بلوک‌های شهری، ریزاقلیم‌های گوناگونی ایجاد می‌کنند که سطح آسایش متفاوتی برای شهروندان فراهم می‌آورد. پژوهش حاضر، به مقایسه موضوع آسایش حرارتی فضای باز در فصل زمستان (۲۰ دسامبر) شهر تبریز برای سه فرم رایج بلوک‌های مسکونی (حیاط‌دار، خطی و منفرد) پرداخته است. برای این منظور، از نرم‌افزار ENVI-met جهت شبیه‌سازی دمای هوا، شاخص میانگین پیش‌بینی‌شده (PMV)، سرعت باد و رطوبت نسبی استفاده شده است تا مشخص شود کدام‌یک از این بلوک‌های رایج برای اقلیم سرد تبریز مناسب‌تر است. هدف اصلی پژوهش، روشن‌سازی تأثیر فرم بلوک‌ها بر آسایش حرارتی فضای باز در مساکن تبریز است. در این مطالعه، با حفظ تراکم ساختمانی ثابت، اثرات فرم‌های مختلف شهری بر آسایش حرارتی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می‌دهد که در فصل زمستان، مدل‌های حیاط‌دار و منفرد تأثیر بیشتری بر آسایش حرارتی فضای باز ساکنان دارند. شبیه‌سازی مدل خطی حاکی از آن است که این فرم در این منطقه مناسب نیست و نمی‌تواند آسایش حرارتی مطلوبی برای مساکن در فصول سرد فراهم کند.

ارزیابی و پهنه‌بندی فضاهای بی‌دفاع شهری منطقه‌ یک تبریز

ارزیابی و پهنه‌بندی فضاهای بی‌دفاع شهری منطقه‌ یک تبریز

دوره 1، شماره 1، زمستان 1403، صفحه 1-16

https://doi.org/10.22130/gur.2025.720720

امیر کاشانی اصل

چکیده فضاهای بی‌دفاع شهری از مهمترین عواملی هستند که با ایجاد فرصت‌های بروز رفتارهای بزهکارانه در بافت‌های شهری، امنیت روانی و اجتماعی شهروندان را به مخاطره می‎‌اندازند و به دلیل ویژگی‌های کالبدی و اجتماعی نامطلوب، کیفیت و چگونگی رفتار، حضور و زندگی شهروندان در محیط شهر را تحت تأثیر قرار می‌دهند. این پژوهش درپی ارزیابی و پهنه‌بندی فضاهای بی‌دفاع شهری منطقه یک تبریز بوده و به لحاظ کارکرد، بنیادی و به لحاظ هدف، اکتشافی و کاربردی و بر مبنای داده‌های اسنادی و میدانی و ترکیبی از مطالعات کمی و کیفی می‌باشد. جامعه آماری، فضای کالبدی محلات منطقه یک شهر تبریز بوده و داده‌های به‌دست آمده توسط مولفه‌های موثر در ایجاد فضاهای بی‌دفاع به کمک نرم‌افزارهای سیستم اطلاعات جغرافیایی تجزیه و تحلیل شده و با استفاده از روش‌های وزن‌دهی، همپوشانی نهایی لایه‌ها برای پهنه‌بندی محلات از نظر وجود فضاهای بی‌دفاع انجام شده است. یافته‏ها نشان می‏دهد محلات ولیعصر و گلکار به ترتیب دارای کمترین فضاهای بی‌دفاع و مالازینال، سیلاب قوشخانه، پل‌سنگی، یوسف‌آباد و ایده‌لو به ترتیب بی‌دفاع‌ترین نقاط می‌باشند و با پیشروی از نواحی شرقی به سمت مرزهای غربی منطقه و با کاهش کیفیت محلات، فضاهای بی‌دفاع افزایش یافته و آسیب‌پذیری‌های اجتماعی-کالبدی بیشتر می‌شود، بنابراین نورپردازی و روشنایی نامناسب، زمین‌های بایر و مخروبه، پوشش گیاهی و فضاهای سبز متراکم، معابر بن‌بست، کم‌عرض و معابر ال و یو شکل از مهم‌ترین متغیرهای موثر در ایجاد فضاهای بی‌دفاع شهری هستند، در چنین شرایطی ضعف نظارت و رویت‌پذیری، خلوتی و تاریکی، کیفیت نامناسب فضاها و آشفتگی و فرسودگی بافت‌ها منجر به کاهش امنیت اجتماعی می‌شود.

سنجش تبیینی جنبه‌های شهر هوشمند (حکمروایی و کیفیت زندگی) در منطقه 9 کلانشهر مشهد

سنجش تبیینی جنبه‌های شهر هوشمند (حکمروایی و کیفیت زندگی) در منطقه 9 کلانشهر مشهد

دوره 2، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-18

https://doi.org/10.22130/gur.2025.2050506.1005

محسن چشم میشی

چکیده شهر هوشمند یکی از دستاوردهای انقلاب انفورماتیک می‌باشد که به عنوان راهبردی در زمینه پایداری شهرها برای مقابله با چالش‌های ناشی از روند فزاینده شهرنشینی، در شش بعد حکمروایی هوشمند، اقتصاد هوشمند، شهروند هوشمند، پویایی هوشمند، محیط هوشمند و زندگی هوشمند مطرح شده است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی ویژگی‌های ابعاد حکمروایی و زندگی هوشمند در منطقه 9 کلانشهر مشهد انجام شده که از حیث نوع، کاربردی توسعه‌ای و از حیث روش، توصیفی تحلیلی می‌باشد. داده‌ها و اطلاعات مورد نیاز پژوهش به روش اسنادی-کتابخانه‌ای و میدانی گردآوری شدند و سپس از طریق تکنیک‌های آماری در نرم‌افزار SPSS و مدل کوپراس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. جامعه آماری پژوهش کارشناسان و شهروندان منطقه 9 مشهد می‌باشد که با استناد به رابطه کوکران با سطح اطمینان 95 درصد و میزان دقت 7 درصد، حجم نمونه 15 نفر کارشناس و 360 نفر شهروند برآورد گردید. نتایج بدست آمده از آزمون فریدمن حاکی از وجود تفاوت‌های آشکاری میان سطح برخورداری نواحی سه‌گانه از شاخص‌های مورد بررسی می‌باشد. ناحیه یک با مجموع میانگین، 501/4 رتبه اول را در میان سایرین به خود اختصاص داده است. شایان ذکر می‌باشد که شاخص شفافیت در هر سه ناحیه به صورت ضعیف ارزیابی شده است. همچنین یافته‌ها نشان می‌دهند که میزان مشارکت شهروندان در تصمیم‌گیری‌ها، تا حد قابل قبولی می‌تواند از طریق بهبود وضعیت شاخص‌های شفافیت (با ضریب بتای 533/0) و خدمات عمومی و اجتماعی (با ضریب بتای 311/0)، افزایش یابد. خروجی مدل کوپراس از رتبه‌بندی شاخص‌ها، حاکی از اهمیت شاخص آموزش به عنوان موثرترین عنصر در راستای بهبود استانداردهای هوشمندسازی در سطح منطقه می‌باشد.

تاثیر عناصر و المان‌های فرهنگی در ساماندهی ورودی شهر (نمونه موردی: ورودی خوی-قطور)

تاثیر عناصر و المان‌های فرهنگی در ساماندهی ورودی شهر (نمونه موردی: ورودی خوی-قطور)

دوره 2، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 86-98

https://doi.org/10.22130/gur.2025.2050529.1006

مهدی ورمزیار، علی مصیب زاده

چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل تأثیر عناصر فرهنگی-هویتی بر ساماندهی ورودی خوی-قطور و ارائه راهکارهای بهبود آن انجام شد. این مطالعه کاربردی با رویکرد توصیفی-تحلیلی، داده‌های گردآوری‌شده از طریق پیمایش (۳۸۰ پرسشنامه معتبر از مردم و کارشناسان) را با استفاده از آزمون تی تک‌نمونه‌ای و تکنیک دیمتل تحلیل کرده است. نتایج آزمون تی تک‌نمونه‌ای نشان داد که تمامی شاخص‌های ساماندهی، به‌ویژه «نمادین بودن»، از دیدگاه هر دو گروه اهمیت بالایی دارند. در میان نمادهای فرهنگی، «شمس»، «آفتاب‌گردان» و «آیت‌الله خویی» به عنوان برجسته‌ترین و مورد پذیرش‌ترین عناصر هویتی شناسایی شدند، در حالی که نمادهایی مانند «زنبورعسل» و «مساجد مهم» از اقبال کمتری برخوردار بودند. تحلیل دیمتل آشکار ساخت که «نمادین بودن»، «نقش‌انگیزی» و «حضور عناصر طبیعی» متغیرهای علّی و محرک اصلی سیستم هستند که بر شاخص‌های معلول مانند «زیبایی‌شناسی»، «ارتقای کیفیت منظر» و «نظم فضایی» تأثیر مستقیم می‌گذارند. در سطح نمادها نیز، «شمس» و «آیت‌الله خویی» ماهیت علّی و محوری دارند. این یافته‌ها مؤید آن است که تقویت مؤلفه‌های نمادین، پیش‌نیاز اصلی ارتقای کیفیت بصری و عملکردی ورودی شهر است و ساماندهی کالبدی صرف، بدون توجه به لایه‌های معنایی و فرهنگی مورد پذیرش جامعه، به ایجاد فضایی پایدار و هویت‌بخش منجر نخواهد شد.

ابر واژگان