دوره و شماره: دوره 3، شماره 1، بهار 1405 
تعداد مقالات: 6

نقش پدافند غیرعامل در تقویت حکمرانی و مدیریت یکپارچه کلانشهر کرج

صفحه 1-14

https://doi.org/10.22130/gur.2026.2086297.1041

مصطفی شیرینی، حسن احمدزاده، علی پناهی

چکیده پدافند غیرعامل به‌عنوان رویکردی نوین در مدیریت شهری، نقش مؤثری در ارتقای حکمرانی، تاب‌آوری و هماهنگی نهادی ایفا می‌کند. پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش پدافند غیرعامل در تقویت حکمرانی هوشمند و مدیریت یکپارچه کلانشهر کرج و ارائه الگویی بومی برای افزایش تاب‌آوری نهادی، اجتماعی و زیرساختی انجام شده است. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر رویکرد فراترکیب (Meta-Synthesis) است که با تحلیل نظام‌مند یافته‌های پژوهش‌های داخلی و خارجی و کدگذاری مفهومی انجام گرفت. نتایج نشان می‌دهد که پدافند غیرعامل در کرج صرفاً ابزاری فنی نیست، بلکه چارچوبی راهبردی برای بازآرایی ساختارهای مدیریتی و نهادی محسوب می‌شود. براساس تحلیل‌ها چهار بُعد کلیدی در این زمینه شناسایی شد: تقویت هماهنگی بین‌نهادی و فرماندهی یکپارچه، کاهش آسیب‌پذیری زیرساخت‌های حیاتی، ارتقای حکمرانی هوشمند و تاب‌آور و توسعه مشارکت اجتماعی مردم‌محور. نوآوری پژوهش حاضر در طراحی الگویی مفهومی بومی برای ادغام مؤلفه‌های پدافند غیرعامل در ساختار حکمرانی شهری کرج است که روابط میان تاب‌آوری نهادی، اجتماعی، زیرساختی و مدیریتی را به‌صورت یکپارچه تبیین می‌کند. این الگو نشان می‌دهد که ادغام اصول پدافند غیرعامل در نظام حکمرانی شهری، ضمن افزایش اثربخشی تصمیمات، مسیر حرکت به‌سوی حکمرانی پاسخ‌گو و پایدار را هموار می‌سازد و الگویی قابل تعمیم برای سایر کلانشهرهای کشور فراهم می‌آورد.

بررسی رابطه درآمدهای نفتی و قیمت مسکن با گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی در کلانشهر مشهد (با رویکرد فرضیه بیماری هلندی)

صفحه 15-37

https://doi.org/10.22130/gur.2026.2087145.1043

صالح ابراهیمی پور، کتایون علیزاده

چکیده گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی یکی از مهم‌ترین پیامدهای نابرابری‌های ساختاری در شهرهای کشورهای در حال توسعه به شمار می‌رود و ریشه آن را می‌توان در تحولات اقتصاد کلان جست‌وجو کرد. پژوهش حاضر با هدف تبیین رابطه میان درآمدهای نفتی، قیمت مسکن و گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی در کلانشهر مشهد و با رویکرد آزمون فرضیه بیماری هلندی انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفیتحلیلی است که با رویکرد ترکیبی و بهره‌گیری از داده‌های کمی و کیفی در بازه زمانی ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۰ انجام شد. جامعه آماری شامل سکونتگاه‌های غیررسمی مشهد با ۸ پهنه و ۶۷ محله بود که چهار محله شاخص با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. داده‌های کمی از منابع رسمی ملی و محلی گردآوری و با استفاده از آزمون‌های نرمالیتی، همبستگی، رگرسیون، علیت گرنجر و هم‌انباشتگی یوهانسون تحلیل شد. داده‌های کیفی نیز از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با روش تحلیل مضمون بررسی گردید. نتایج نشان داد ارزش واقعی درآمدهای نفتی کشور طی دوره مطالعه کاهش محسوسی داشته و هم‌زمان قیمت مسکن در مشهد رشد بسیار شدیدی را تجربه کرده است. تحلیل‌های آماری وجود رابطه مثبت و معنادار میان درآمدهای نفتی و قیمت مسکن و نیز میان قیمت مسکن و رشد جمعیت سکونتگاه‌های غیررسمی را تأیید کرد. همچنین آزمون‌های علیت و هم‌انباشتگی از وجود رابطه بلندمدت میان درآمدهای نفتی و بازار مسکن حکایت داشت. یافته‌های کیفی نیز نشان داد گرانی مسکن مهم‌ترین عامل سوق‌دهنده خانوارهای کم‌درآمد به سکونتگاه‌های غیررسمی بوده و بخش قابل‌توجهی از درآمد آن‌ها صرف هزینه مسکن می‌شود.بر این اساس، پژوهش حاضر زنجیره علّی «درآمدهای نفتی افزایش قیمت مسکن گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی» را تأیید می‌کند. نتایج نشان می‌دهد مدیریت نقدینگی در دوره‌های رونق نفتی، اجرای سیاست‌های پادچرخه‌ای در بازار مسکن، حمایت مالی هدفمند از اقشار کم‌درآمد و برنامه‌های توانمندسازی سکونتگاه‌های غیررسمی می‌تواند در کاهش این پدیده نقش مؤثری ایفا کند.

تحلیل عوامل مؤثر بر تغییر کاربری اراضی با تاکید بر توسعه پایدار (مطالعه موردی: شهرک رزکان، شهریار)

صفحه 38-55

https://doi.org/10.22130/gur.2025.2065552.1026

سمیه کیهوری، آئیژ عزمی، امید علی مرادی

چکیده کشور ایران با رشد سریع سکونتگاه‌های پیرامون کلانشهرها مواجه است و سکونتگاه‌های شهری و روستایی شهرستان شهریار نیز در پیروی از این قاعده در سالهای اخیر دچار پدیده رشد افقی شده‌اند. از این‌رو در پژوهش حاضر بررسی و تحلیل تغییرات کاربری اراضی و عوامل مؤثر بر این تغییرات در روستاهای دهستان رزکان شهریار مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش به لحاظ روش، از نوع توصیفی ـ تحلیلی بوده و متکی به داده‌های کمی پیمایشی با استفاده از ابزار پرسشنامه است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و به میزان 355 نفر تعیین شد. روش نمونهگیری تصادفی سیستماتیک بوده است. در پژوهش حاضر با استفاده از روش کتابخانه‌ای و میدانی اطلاعات گردآوری شد و همچنین با استفاده از پرسشنامه خود ساخته (با استفاده از طیف لیکرت) اطلاعات تکمیل گردید. یافته‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS و GIS ارزیابی و تحلیل شدند. لازم به ذکر است که با استفاده از روش ضریب آلفای کرونباخ پایایی (اجتماعی و فرهنگی 71/0؛ انسانی77/0؛ زمینشناسی و محیطی74/0 و اقتصادی71/0) و با بهره‌گیری از نظر کارشناسان روایی پژوهش مورد سنجش قرار گرفته است. نتایج یافته‌ها حاکی از آن می‌باشد که در شهرستان شهریار از یک سو به علت نزدیکی به کلانشهر تهران و از سوی دیگر به علت افزایش جمعیت و نیاز به مسکن، نوسان بازار و نقش دلالان زمین ساخت و ساز بی رویه و تغییر کاربری اراضی کشاورزی اتفاق افتاده است. از مهم‌ترین عوامل موثر بر تغییر کاربری اراضی می‌توان به هزینههای تولید و به صرفه نبودن کشاورزی، سختی کشت و درآمد فعالیت‌های رقیب کشاورزی، مشکلات طبیعی و عدم برابری روستا و شهرها، شیب اراضی، افزایش جمعیت و سودجویی دلالان اشاره نمود.

بررسی چالش‌های حقوقی قانون درآمد پایدار و هزینه شهرداری‌ها و دهیاری‌ها مطالعه موردی: شهر مراغه

صفحه 56-67

https://doi.org/10.22130/gur.2026.2081755.1036

علی جلوه گر، بیژن عباسی

چکیده پژوهش حاضر با هدف واکاوی چالش‌های حقوقی و اجرایی قانون درآمد پایدار و هزینه شهرداری‌ها، با رویکردی انتقادی و تمرکز بر مطالعه موردی شهر مراغه سامان یافته است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و مبتنی بر روش پیمایشی و توصیفی-تحلیلی بوده و گردآوری داده‌ها از طریق پرسش‌نامه ساختاریافته در جامعه آماری نخبگان مدیریت شهری صورت پذیرفت. تحلیل کمی متغیرها با بهره‌گیری از آزمون تی تک‌نمونه‌ای و تکنیک رتبه‌بندی تاپسیس نشان داد که ابهامات تقنینی، فقدان ضمانت‌اجرای دقیق و تداخل صلاحیت‌های نهادی، استقلال مالی این سازمان محلی را با موانع جدی روبه‌رو می‌سازند. نتایج گویای آن است که ضوابط بازدارنده و محدودیت‌های میراث فرهنگی در بافت تاریخی و حریم باغ‌شهر مراغه، در کنار وابستگی ساختاری به درآمدهای ناپایدار نظیر جرایم کمیسیون ماده صد، مهم‌ترین و معنادارترین چالش‌های اجرایی به شمار می‌روند. در نهایت، ضرورت اصلاح تبصره‌های قانونی، تفویض اختیارات محلی، تعدیل ضوابط حاکم بر بافت‌های فرسوده و توسعه ابزارهای نوین تأمین مالی جهت تحقق استقلال اقتصادی و توسعه پایدار شهری مورد تأکید قرار گرفت.

بازتعریف اصول طراحی محیطی پیشگیری از جرم در عصر هوشمندسازی؛ الزامات و راهبردهای حکمرانی شهری

صفحه 68-84

https://doi.org/10.22130/gur.2026.2084750.1038

رضا قادری، احسان سلیمی، سپیده بوذری

چکیده یکی از کارویژه‌های حکمرانی، فراهم نمودن امنیت و آرامش اجتماعی برای تابعان خود می‌باشد. از طرفی، جرم و ترس از آن در شهرهای معاصر، یکی از مهم‌ترین موانع دستیابی به امنیت پایدار اجتماعی و کیفیت زندگی محسوب می‌شود. در دهه‌های اخیر، رویکرد پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی به‌عنوان یک راهبرد پیشگیرانه، بر طراحی کالبدی فضا برای کاهش فرصت‌های وقوع جرم تأکید داشته است. هدف اصلی پژوهش حاضر، تبیین نمودن چارچوب نظری « پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی هوشمند» مبتنی بر تلفیق اصول پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی سنتی با ظرفیت‌های حکمرانی شهری هوشمند است. ضرورت پرداختن به این موضوع از آنجا ناشی می‌شود که اصول سنتی پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی عمدتاً مبتنی بر محیط‌های فیزیکی ایستا بوده و در مواجهه با تحولات سریع و پیچیده شهرهای داده‌محور معاصر، کارایی محدودی یافته‌اند؛ ازاین‌رو بازاندیشی در این اصول در پرتو فناوری‌های نوین امری اجتناب‌ناپذیر است. روش گردآوری داده‌ها در این پژوهش، مطالعه کتابخانه‌ای نظام‌مند شامل مرور مقالات معتبر بین‌المللی و منابع داخلی مرتبط با حوزه‌های پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی، شهر هوشمند و حکمرانی شهری می‌باشد. روش تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، تحلیل محتوای کیفی با رویکرد کدگذاری سه‌مرحله‌ای (باز، محوری و انتخابی) است که طی آن، شاخص‌های کلیدی رویکرد پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی هوشمند از تقابل نظام‌مند میان اصول چهارگانه پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی سنتی (نظارت طبیعی، کنترل دسترسی، قلمروگرایی و نگهداری) و مؤلفه‌های حکمرانی شهری هوشمند (داده‌محوری، پیش‌بینی‌پذیری، یکپارچگی سایبر-فیزیکی و مشارکت‌پذیری) استخراج شده است. یافته‌های پژوهش حاضر نشان داد که حکمرانی شهری هوشمند، با تلفیق فناوری‌های تحلیلی مبتنی بر هوش مصنوعی و شبکه‌های حسگر در بستر فضای سایبر، فصلی نو از پیشگیری از جرم می‌گشاید که نه تنها بر سخت‌افزار شهری، بلکه بر پویایی‌های اجتماعی، کیفیت زندگی و مشارکت اجتماعی شهروندان در محیط‌های دیجیتالی تأکید دارد.

فراتحلیل پژوهش‌های حکمرانی خوب شهری در جهان

صفحه 85-104

https://doi.org/10.22130/gur.2026.2087097.1042

ایرج تیموری، فریدون بابائی اقدم، علی اسکوئی ارس، پریناز بادامچی زاده، حدیث بردبار

چکیده این مطالعه با هدف تحلیل علم‌سنجی و بررسی روندهای پژوهشی در حوزه حکمروایی خوب شهری طی دوره زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ انجام شده است. داده‌های کتاب‌شناختی مرتبط با این حوزه از پایگاه معتبر Web of Science استخراج گردید. استراتژی جستجو بر اساس کلیدواژه‌های تخصصی در عنوان، چکیده و کلیدواژه‌ها طراحی شد. پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، در مجموع ۱۳۵۷ مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب گردید. داده‌ها پس از پالایش و بازبینی با بهره‌گیری از روش‌های علم‌سنجی، تحلیل شبکه‌های همکاری علمی و محیط نرم‌افزار VOSviewer تحلیل شدند. این رویکرد امکان شناسایی موضوعات محوری، خوشه‌بندی موضوعی و الگوهای همکاری پژوهشی را فراهم کرد. تحلیل داده‌ها نشان داد که مطالعات حکمروایی خوب شهری عمدتاً بر محورهایی همچون حکمروایی شهری، پایداری، تاب‌آوری، عدالت اجتماعی و فناوری‌های هوشمند متمرکز بوده‌اند. خوشه‌بندی موضوعی شش حوزه اصلی را شناسایی کرد: حکمروایی و مدیریت شهری، پایداری و توسعه شهری، مشارکت شهروندان، عدالت اجتماعی، فناوری و هوشمندسازی و حوزه‌های نوظهور. تحلیل شبکه‌های هم‌نویسندگی نشان داد ساختار همکاری علمی در این حوزه متمرکز و ناهمگون است؛ چند پژوهشگر کلیدی نقش پل و شتاب‌دهنده انتشار دانش را ایفا می‌کنند. این پژوهش با ارائه تصویری جامع از روندهای تحقیقاتی و شبکه‌های همکاری علمی، شکاف‌های پژوهشی کلیدی را مشخص کرد. از جمله شکاف‌های عمده می‌توان به نیاز به مدل‌های تلفیقی عدالت و پایداری، تقویت سازوکارهای عملیاتی مشارکت شهروندی و بومی‌سازی راهبردهای وارداتی از بافت‌های غربی اشاره کرد. بر اساس یافته‌ها، پژوهش‌های آتی باید بر توسعه چارچوب‌های ترکیبی عدالت تاب‌آوری متمرکز شوند و سیاست‌گذاران شهری می‌توانند از الگوهای شبکه‌های همکاری علمی برای کاهش عدم تقارن دانشی میان کشورها استفاده کنند.