دوره و شماره: دوره 3، شماره 1، بهار 1405 
تعداد مقالات: 5

نقش پدافند غیرعامل در تقویت حکمرانی و مدیریت یکپارچه شهری کلانشهر کرج

https://doi.org/10.22130/gur.2026.2086297.1041

مصطفی شیرینی، حسن احمدزاده، علی پناهی

چکیده در سال‌های اخیر، پیچیدگی‌های شهرنشینی، رشد جمعیت و گسترش نامتوازن کالبدی، تاب‌آوری شهری و حکمرانی مقاومتی را به یکی از دغدغه‌های اصلی مدیریت شهری تبدیل کرده است. تاب‌آوری شهری فراتر از واکنش به بحران است و شامل ظرفیت پیش‌بینی، آماده‌سازی و پاسخ‌دهی سیستماتیک نیز می‌شود. ترکیب شاخص‌های کمی و کیفی، ابزاری کارآمد برای سنجش و ارتقای ظرفیت مدیریت شهری محسوب می‌شود. پدافند غیرعامل به‌عنوان رویکردی نوین در مدیریت شهری، نقش مؤثری در ارتقای حکمرانی، تاب‌آوری و هماهنگی نهادی ایفا می‌کند. این پژوهش با هدف تبیین نقش پدافند غیرعامل در تقویت حکمرانی هوشمند و مدیریت یکپارچه کلانشهر کرج و ارائه الگویی بومی برای افزایش تاب‌آوری نهادی، اجتماعی و زیرساختی انجام شده است. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر رویکرد فراترکیب (Meta-Synthesis) است که با تحلیل نظام‌مند یافته‌های پژوهش‌های داخلی و خارجی و کدگذاری مفهومی انجام گرفت. نتایج نشان می‌دهد که پدافند غیرعامل در کرج صرفاً ابزاری فنی نیست، بلکه چارچوبی راهبردی برای بازآرایی ساختارهای مدیریتی و نهادی محسوب می‌شود. براساس تحلیل‌ها چهار بُعد کلیدی در این زمینه شناسایی شد: تقویت هماهنگی بین‌نهادی و فرماندهی یکپارچه، کاهش آسیب‌پذیری زیرساخت‌های حیاتی، ارتقای حکمرانی هوشمند و تاب‌آور، و توسعه مشارکت اجتماعی مردم‌محور. نوآوری پژوهش در طراحی الگویی مفهومی بومی برای ادغام مؤلفه‌های پدافند غیرعامل در ساختار حکمرانی شهری کرج است که روابط میان تاب‌آوری نهادی، اجتماعی، زیرساختی و مدیریتی را به‌صورت یکپارچه تبیین می‌کند. این الگو نشان می‌دهد که ادغام اصول پدافند غیرعامل در نظام حکمرانی شهری، ضمن افزایش اثربخشی تصمیمات، مسیر حرکت به‌سوی حکمرانی پاسخ‌گو و پایدار را هموار می‌سازد و الگویی قابل تعمیم برای سایر کلانشهرهای کشور فراهم می‌آورد.

بازتعریف اصول طراحی محیطی پیشگیری از جرم در عصر هوشمندسازی؛ الزامات و راهبردهای حکمرانی شهری

https://doi.org/10.22130/gur.2026.2084750.1038

رضا قادری، احسان سلیمی، سپیده بوذری

چکیده یکی از کارویژه‌های اساسی حکمرانی، تأمین امنیت و آرامش اجتماعی برای شهروندان است. در این راستا، جرم و به ویژه ترس ناشی از آن در شهرهای معاصر، به عنوان یکی از اصلی‌ترین موانع در تحقق امنیت پایدار و کیفیت مطلوب زندگی قلمداد می‌شود. پارادایم حکمرانی کیفری، پیشگیری از جرم را به عنوان یک راهبرد کلیدی برای مقابله با این پدیده مورد توجه قرار می‌دهد. در میان رویکردهای پیشگیرانه، «پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی» (CPTED) در دهه‌های اخیر با تأکید بر طراحی کالبدی و فیزیکی فضاهای شهری به منظور کاهش فرصت‌های ارتکاب جرم، جایگاه ویژه‌ای یافته است. با این حال، ظهور پارادایم نوین «شهر هوشمند» و دگرگونی در شیوه‌های حکمرانی شهری، لزوم بازنگری و تکامل اصول سنتی CPTED را آشکار ساخته است. این مقاله که با روش توصیفی-تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه‌ای تدوین شده، در پی تبیین چارچوب نظری «CPTED هوشمند» در بستر حکمرانی شهری هوشمند است. چارچوبی که دامنه مفهوم سنتی را با تکیه بر کارکردهایی مانند نظارت طبیعی، کنترل دسترسی، قلمروگرایی و نگهداری گسترش داده و آن را از وضعیت صرفاً واکنشی به سطحی پیش‌بینانه و فعال ارتقا می‌دهد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که حکمرانی شهری هوشمند، از طریق تلفیق فناوری‌های تحلیلی پیشرفته مانند هوش مصنوعی و شبکه‌های داده در زیرساخت سایبر-فیزیکی شهر، فصل جدیدی در عرصه پیشگیری از جرم می‌گشاید. این رویکرد نوین، تنها بر بعد سخت‌افزاری و کالبدی شهر متمرکز نبوده، بلکه بر پویایی‌های اجتماعی، ارتقای کیفیت زندگی و همچنین تقویت مشارکت شهروندان در محیط‌های دیجیتالی به عنوان ارکان اساسی تأمین امنیت پایدار تأکید دارد.

تحلیل عوامل مؤثر بر تغییر کاربری اراضی با تاکید بر توسعه پایدار (مطالعه موردی: شهرک رزکان، شهریار)

https://doi.org/10.22130/gur.2025.2065552.1026

سمیه کیهوری، آئیژ عزمی، امید علی مرادی

چکیده تغییر کاربری اراضی و بهره‌برداری نامناسب از زمین، از مهم‌ترین چالش‌های توسعه پایدار در مناطق شهری و پیرامونی است که می‌تواند امنیت غذایی، کیفیت محیط زیست و کشاورزی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. بررسی و تحلیل عوامل مؤثر بر تغییر کاربری اراضی، به‌ویژه در شهرستان‌های پرجمعیت و مجاور کلان‌شهرها، برای مدیریت بهینه زمین و برنامه‌ریزی شهری ضروری است. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی و پیمایشی–کمی بوده و از ابزار پرسشنامه برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده شده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۳۵۵ نفر تعیین شد و روش نمونه‌گیری به‌صورت تصادفی سیستماتیک انجام گرفت. داده‌ها با بهره‌گیری از روش‌های کتابخانه‌ای و میدانی جمع‌آوری شدند و پرسشنامه خودساخته با مقیاس لیکرت نیز برای تکمیل اطلاعات به کار گرفته شد. تحلیل و ارزیابی داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS و GIS انجام گرفت. همچنین، پایایی پرسشنامه با روش ضریب آلفای کرونباخ ارزیابی شد (اجتماعی و فرهنگی ۰٫۷۱، انسانی ۰٫۷۷، زمین‌شناسی و محیطی ۰٫۷۴ و اقتصادی ۰٫۷۱) و روایی آن با نظر کارشناسان تأیید شد. نتایج پژوهش نشان داد که شهرستان شهریار، از یک سو به علت نزدیکی به کلان‌شهر تهران و از سوی دیگر به علت افزایش جمعیت، نیاز به مسکن، نوسانات بازار و نقش دلالان زمین، دچار ساخت‌وساز بی‌رویه و تغییر کاربری اراضی کشاورزی شده است. همچنین، بهره‌برداری نامناسب از خاک، مانند شخم غیر اصولی و بهره‌برداری بیش از حد، باعث کاهش کیفیت و بازدهی خاک شده است. تغییر کاربری اراضی یکی از چالش‌های اصلی تهدیدکننده آینده کشاورزی کشور است که در صورت مدیریت نامناسب، مشکلات جدی ایجاد می‌کند. یافته‌های حاصل از تحلیل عاملی نشان داد که هزینه‌های تولید و به‌صرفه نبودن کشاورزی، سختی کشت، درآمد فعالیت‌های رقیب کشاورزی، مشکلات طبیعی، عدم توازن میان روستا و شهرها، شیب اراضی، نقش دانش بومی، فاصله تا شهر، افزایش جمعیت و سودجویی دلالان از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر تغییر کاربری اراضی در شهرستان شهریار هستند.

بررسی چالش‌های حقوقی قانون درآمد پایدار و هزینه شهرداری‌ها و دهیاری‌ها مطالعه موردی: شهر مراغه

https://doi.org/10.22130/gur.2026.2081755.1036

علی جلوه گر، بیژن عباسی

چکیده پژوهش حاضر با هدف واکاوی چالش‌های حقوقی و اجرایی قانون درآمد پایدار و هزینه شهرداری‌ها، با رویکردی انتقادی و تمرکز بر مطالعه موردی شهر مراغه سامان یافته است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و مبتنی بر روش پیمایشی و توصیفی-تحلیلی بوده و گردآوری داده‌ها از طریق پرسش‌نامه ساختاریافته در جامعه آماری نخبگان مدیریت شهری صورت پذیرفت. تحلیل کمی متغیرها با بهره‌گیری از آزمون تی تک‌نمونه‌ای و تکنیک رتبه‌بندی تاپسیس نشان داد که ابهامات تقنینی، فقدان ضمانت‌اجرای دقیق و تداخل صلاحیت‌های نهادی، استقلال مالی این سازمان محلی را با موانع جدی روبه‌رو می‌سازند. نتایج گویای آن است که ضوابط بازدارنده و محدودیت‌های میراث فرهنگی در بافت تاریخی و حریم باغ‌شهر مراغه، در کنار وابستگی ساختاری به درآمدهای ناپایدار نظیر جرایم کمیسیون ماده صد، مهم‌ترین و معنادارترین چالش‌های اجرایی به شمار می‌روند. در نهایت، ضرورت اصلاح تبصره‌های قانونی، تفویض اختیارات محلی، تعدیل ضوابط حاکم بر بافت‌های فرسوده و توسعه ابزارهای نوین تأمین مالی جهت تحقق استقلال اقتصادی و توسعه پایدار شهری مورد تأکید قرار گرفت.

بررسی رابطه درآمدهای نفتی و قیمت مسکن با گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی در کلانشهر مشهد (با رویکرد فرضیه بیماری هلندی)

https://doi.org/10.22130/gur.2026.2087145.1043

صالح ابراهیمی پور، کتایون علیزاده

چکیده گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی یکی از مهم‌ترین پیامدهای نابرابری‌های ساختاری در شهرهای کشورهای در حال توسعه به شمار می‌رود و ریشه آن را می‌توان در تحولات اقتصاد کلان جست‌وجو کرد. پژوهش حاضر با هدف تبیین رابطه میان درآمدهای نفتی، قیمت مسکن و گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی در کلان‌شهر مشهد و با رویکرد آزمون فرضیه بیماری هلندی انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی–تحلیلی است که با رویکرد ترکیبی و بهره‌گیری از داده‌های کمی و کیفی در بازه زمانی ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۰ انجام شد. جامعه آماری شامل سکونتگاه‌های غیررسمی مشهد با ۸ پهنه و ۶۷ محله بود که چهار محله شاخص با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. داده‌های کمی از منابع رسمی ملی و محلی گردآوری و با استفاده از آزمون‌های نرمالیتی، همبستگی، رگرسیون، علیت گرنجر و هم‌انباشتگی یوهانسون تحلیل شد. داده‌های کیفی نیز از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با روش تحلیل مضمون بررسی گردید. نتایج نشان داد ارزش واقعی درآمدهای نفتی کشور طی دوره مطالعه کاهش محسوسی داشته و هم‌زمان قیمت مسکن در مشهد رشد بسیار شدیدی را تجربه کرده است. تحلیل‌های آماری وجود رابطه مثبت و معنادار میان درآمدهای نفتی و قیمت مسکن و نیز میان قیمت مسکن و رشد جمعیت سکونتگاه‌های غیررسمی را تأیید کرد. همچنین آزمون‌های علیت و هم‌انباشتگی از وجود رابطه بلندمدت میان درآمدهای نفتی و بازار مسکن حکایت داشت. یافته‌های کیفی نیز نشان داد گرانی مسکن مهم‌ترین عامل سوق‌دهنده خانوارهای کم‌درآمد به سکونتگاه‌های غیررسمی بوده و بخش قابل‌توجهی از درآمد آن‌ها صرف هزینه مسکن می‌شود. نتایج نشان می‌دهد مدیریت نقدینگی در دوره‌های رونق نفتی، اجرای سیاست‌های پادچرخه‌ای در بازار مسکن، حمایت مالی هدفمند از اقشار کم‌درآمد و برنامه‌های توانمندسازی سکونتگاه‌های غیررسمی می‌تواند در کاهش این پدیده نقش مؤثری ایفا کند.